ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١١٣ - مسأله ٢٦ - اگر جارح و معدل تعارض نمايند هر دو ساقط مىشوند
(١)
مسأله ٢٠- اگر بينه جرح و تعديل متعارض باشند
، به اينكه يكى از آنها بگويد: «او عادل است» و ديگرى بگويد: «او فاسق است»، يا يكى از آنها بگويد: «در چنين روزى در فلانجا شراب مىخورد» و ديگرى بگويد «او در چنين روزى در غير آنجا بود» هر دو ساقط مىشوند؛ پس بر منكر است كه قسم بخورد. ولى اگر داراى حالت سابقى از عدالت يا فسق بود به همان عمل مىشود؛ پس اگر قبلا عادل بوده بر طبق شهادت حكم مىشود و اگر قبلا داراى فسق بوده ردّ مىشود و قسم بر منكر است.
(٢)
مسأله ٢١- در شهادت به عدالت، علم به آن، يا به شياع يا به معاشرت مستمرى كه موجب اطلاع بر باطن گردد معتبر است.
و حسن ظاهر در شهادت كفايت نمىكند و لو اينكه مفيد ظن باشد.
و نيز اعتماد بر بيّنه يا استصحاب كافى نمىباشد. و همچنين در شهادت به جرح، حتما بايد علم به فسق او باشد و شهادت بر آن به اعتماد بر بيّنه يا استصحاب كفايت نمىكند. البته ثبوت تعبدى مانند ثبوت آن به بيّنه يا استصحاب يا حسن ظاهر براى ترتيب آثار جايز است. پس براى حاكم جايز است حكم نمايد به اعتماد بر شهادت كسى كه عدالتش ثابت شود به استصحاب يا به حسن ظاهرى كه كاشف است تعبدا يا به بيّنه.
(٣)
مسأله ٢٢- اگر هر دو شاهد به حسن ظاهر او شهادت دهند ظاهر آن است كه به شهادت او حكم جايز است
بعد از آنكه حسن ظاهر تعبّدا كاشف از عدالت مىباشد.
(٤)
مسأله ٢٣- شهادت به جرح، به مجرد مشاهده ارتكاب گناه كبيره مادامىكه نداند به صورت معصيت است و همچنين نداند كه داراى عذر نيست، جايز نمىباشد
؛ پس اگر احتمال بدهد كه به جهت عذرى، مرتكب آن شده، جرح او جايز نيست و لو اينكه برايش به قرائنى كه مفيد ظن باشد، ظن به آن حاصل شود.
(٥)
مسأله ٢٤- اگر مدعى عليه به شهادت دو فاسق يا يك عادل راضى باشد، براى حاكم، حكم به آن جايز نيست
؛ و اگر حكم نمايد اثر بر آن مترتب نمىشود.
(٦)
مسأله ٢٥- براى حاكم جايز نيست كه به شهادت دو شاهدى كه عدالتشان نزد او احراز نشده حكم نمايد
و لو اينكه مدعى عليه به عدالت آنها اعتراف نمايد ليكن آنها را در شهادت، داراى اشتباه بداند.
(٧)
مسأله ٢٦- اگر جارح و معدل تعارض نمايند هر دو ساقط مىشوند
اگر چه شهود يكى از آنها