ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٢٧ - مسأله ١ - هر چيزى كه در تحت استيلاى شخصى و به نحوى از انحا در دست او باشد، آن چيز محكوم به ملكيت او است
قسم به امر حاكم و طلب قسم از او باشد.
(١)
مسأله ١١- واجب است كه قسم به طور قطع باشد
خواه در كار خودش باشد يا در كار ديگرى، در نفى باشد يا اثبات. پس در صورت علم او به واقعه، قسم جايز است و در صورتى كه علم به آن ندارد، جايز نيست مگر قسم بر عدم علم.
(٢)
مسأله ١٢- قسم بر مال ديگرى يا حق او- جهت اثبات يا اسقاط آن- در صورتى كه اجنبى از دعوى باشد، جايز نيست
؛ كما اينكه زيد بر برائت عمرو قسم بخورد. و در مثل ولىّ اجبارى يا قيّم بر صغير، يا متولى براى وقف، تردد است؛ و اشبه عدم جواز است.
(٣)
مسأله ١٣- قسم در دعواهاى مالى و غير آنها ثابت است
مانند ازدواج و طلاق و قتل. ولى در حدود ثابت نيست؛ زيرا آنها ثابت نمىشوند مگر به اقرار يا بينه با شرايطى كه در محل آنها تقرير شده است. و در ثابت نشدن قسم، بين اينكه مورد محضا حق اللّه باشد مانند زنا يا مشترك بين حق اللّه و حق الناس باشد مانند قذف، فرقى نيست. پس اگر بر او ادعا كند كه او را قذف به زنا نموده، و او انكار كند، قسمى متوجه او نمىشود. و اگر مدعى قسم بخورد حدّ قذف بر او ثابت نمىشود. ولى اگر دعوى مركب از حق اللّه و حق الناس باشد مانند سرقت، پس نسبت به حق الناس، قسم ثابت مىشود، نه قطع دست كه حق اللّه تعالى مىباشد.
(٤)
مسأله ١٤- براى قاضى مستحب است كه قبل از قسم، او را موعظه نمايد
و او را جهت اجلال خداى تعالى به ترك قسم ترغيب نمايد و لو اينكه صادق باشد، و او را از عذاب خداى متعال- اگر به دروغ قسم بخورد- بترساند. و تحقيقا روايت شده كه: «كسى كه به دروغ به خدا قسم بخورد كافر مىشود»[١]. و در بعضى از روايات است: «كسى كه قسمى بخورد كه مىداند دروغ است تحقيقا با خدا مبارزه كرده است»[٢]. و «به درستى كه قسم دروغ خانهها را از اهلش خالى مىنمايد»[٣].
(٥)
احكام يد
(٦)
مسأله ١- هر چيزى كه در تحت استيلاى شخصى و به نحوى از انحا در دست او باشد، آن چيز محكوم به ملكيت او است
و آن مال او مىباشد، خواه از اعيان باشد يا منافع يا حقوق يا غير
[١] وسائل الشيعة: ج ١٦، كتاب ايمان، باب ١ ح ٦.
[٢] وسائل الشيعة: ج ١٦، كتاب ايمان، باب ٤، ح ٤.
[٣] وسائل الشيعة: ج ١٦، كتاب ايمان، باب ٤، ح ١.