ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧١ - مسأله ٩ - اگر او را از غذا يا آشاميدنى، مدتى منع كند كه براى مثل آن احتمال بقاى او نباشد اين عمد است
ضمن مسائلى كه مىآيد، ذكر مىكنيم.
(١)
مسأله ٣- اگر او را با تير يا گلوله بزند پس بميرد اين عمد است و قود بر او مىباشد
و لو اينكه قتل را به آن قصد ننمايد. و همچنين است اگر طنابى را به گردن او بپيچد و از او باز نكند تا بميرد، يا او را در آب و مانند آن فرو ببرد و مانع خروج او بشود تا بميرد، يا سر او را در ظرف نوره قرار دهد تا بميرد و غير اين از اسبابى كه جانى در ايجاد سبب تلفكننده منفرد است پس اينها از عمد مىباشد.
(٢)
مسأله ٤- در مثل پيچيدن طناب و ما بعد آن اگر آن را به صورت منقطع النفس بيرون بياورد يا غير منقطع
ليكن نفسش متردد و بىنظم باشد پس از اثر آنچه كه به او انجام شده بميرد اين عمد است و بر او قود مىباشد.
(٣)
مسأله ٥- اگر يكى از مذكورات را به اندازهاى كه مثل او غالبا براى مانند آن نمىميرد به او انجام دهد سپس او را آزاد كند پس به سبب او بميرد چنانچه قتل را با آن- و لو رجاء- قصد نمايد در آن قصاص است
، وگرنه بايد ديه بدهد. و همچنين است اگر چيزى به شكم او بكوبد كه غالبا نمىكشد يا بيضهاش را فشار دهد پس بميرد، يا به صورت قطع شدن نيرو، او را آزاد كند پس بميرد.
(٤)
مسأله ٦- اگر طرف به جهت بيمارى يا كوچكى يا بزرگى و مانند اينها ضعيف باشد پس آنچه را كه در مسأله قبل ذكر شد، به او انجام دهد ظاهرا در آن قصاص است
و لو اينكه قصد قتل او را ننمايد با علم او به اينكه ضعيف است، وگرنه در آن، تفصيل گذشته مىباشد.
(٥)
مسأله ٧- اگر او را مثلا با عصا بزند پس، از او بلند نكند تا بميرد [عمد مىباشد]
، يا تكرارا او را بزند كه مثل او نسبت به بدنش آن را تحمل نمىكند مثل اينكه ضعيف يا كوچك باشد، يا نسبت به زدنى كه بر او وارد مىشود مانند اينكه زننده نيرومند است، يا نسبت به زمان، مانند فصل سرماى شديد مثلا پس بميرد اين عمد مىباشد.
(٦)
مسأله ٨- اگر او را به آنچه كه موجب قتل نمىباشد بزند پس در پى بىآن به سبب آن بيمار شود و به آن بميرد ظاهر اين است كه با عدم قصد قتل، عمد نمىباشد و قودى نيست
؛ و با قصد قتل او قود بر او مىباشد.
(٧)
مسأله ٩- اگر او را از غذا يا آشاميدنى، مدتى منع كند كه براى مثل آن احتمال بقاى او نباشد اين عمد است
، اگر چه قصد قتل را ننمايد. و اگر مدتى باشد كه مثل او عادتا تحمّل مىكند و به سبب آن نمىميرد ليكن مرگ اتفاق بيفتد يا در پى بىآن به سبب آن مرضى بيايد پس بميرد در آن تفصيل است بين اينكه قتل- و لو رجاء- مقصود بوده يا نه.