ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٦٥ - مسأله ١٠ - از كارهاى بانكها حوالهها است
از نوشتن و تحويل گرفتن و تحويل دادن و مانند آن مىگيرد، جايز است ولى آنچه را كه به عنوان فايده جهت تأخير ثمن آن، مىگيرد حرام است؟ ظاهر قول دوّمى مىباشد، در صورتى كه آنچه را كه بانك جهت اداى دين صاحب جنس به شركت مىپردازد به عنوان قرض به او باشد.
همانطورى كه ظاهر در خارج، چنين است. و همچنين است اگر آنچه را كه بانك ادا مىكند به عنوان اداى دين او باشد، پس صاحب جنس مديون بانك مىشود و مقدارى را جهت تأخير دين او مىگيرد؛ پس اين، حرام است. و امّا تصدى بانك براى فروش جنس در صورت شرط در ضمن قرارداد، مانعى از آن نيست؛ زيرا برگشت آنچه كه ذكر شد به توكيل او براى اين جهت مىباشد، پس خريدن از بانك جايز مىباشد.
(١)
مسأله ٩- از كارهاى بانكها و مانند آنها، كفالت است
، به اينكه شخصى براى ديگرى تعهّد مىكند كه به كارى اقدام نمايد مانند ساختن پل مثلا، و بانك يا غير آن براى شخص متعهد له، به كفالت طرف يعنى متعهد و ضمان او، تعهّد مىكند، به اينكه اگر فرض شود كه او به آنچه كه براى متعهد له، تعهّد نموده، عمل نكند، مبلغى را از طرف او بپردازد و كفيل از كسى كه آن را كفالت نموده در مقابل كفالتش حق العملى مىخواهد. و ظاهر آن است كه اين كفالت كه به تعهّد اداى آن در وقتى كه متعهّد به تعهدش عمل نكند، برمىگردد، صحيح باشد و گرفتن حق العملى در مقابل كفالتش يا در مقابل كارهاى ديگر از ثبت كفالت و مانند آنها، جايز مىباشد.
و اگر كفالت به اذن متعهد باشد جايز است كه براى گرفتن آنچه را كه پرداخت نموده است، به او رجوع نمايد و متعهد حق ندارد از آن خوددارى نمايد.
(٢)
مسأله ١٠- از كارهاى بانكها حوالهها است
و گاهى بر آنها، صرف برات اطلاق مىشود.
پس اگر شخصى مبلغ معينى را در شهرى به بانك يا تاجر بپردازد و مثلا بانك آن را به بانك شهر ديگر حواله نمايد و اين بانك از او در مقابل حواله دادنش، مبلغ معينى را مىگيرد اشكالى در آن نيست- بيع باشد يا قرض-. و همچنين است اگر گرفتن آن به عنوان حق العمل كارى باشد. و اگر بخواهد از بانك يا مانند آن مبلغ معينى را بگيرد و بانك او را بر تحويل گرفتن مبلغ از بانكى در شهر ديگر حواله دهد و بانك از او مبلغ معينى را بگيرد پس اگر اين قرار، بيع مبلغى به مبلغ بيشتر باشد تا آن را به بانك حواله دهد صحيح است و اشكالى در آن نيست به شرطى كه اين وسيله فرار از رباى قرضى نباشد. و همچنين است اگر قرض باشد ليكن زيادى را شرط نكند بلكه آن را به عنوان حق العمل كارى- در صورتى كه فرار از ربا نباشد- بگيرد. و اما اگر قرضى باشد كه به شرط زياده است پس حرام است، اگر چه قرض مبنى بر زياده باشد و اين شرط