ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٦٥ - سوم - اگر ذمى به ساختن كنيسه يا بيعه يا آتشكده به عنوان معبد براى آنها و محل عبادتهاى باطل، وصيت نمايد
است در صورتى كه هتك باشد و احوط عدم دخول آنها است مطلقا.
(١)
مسأله ١١- وطن قرار دادن حجاز- بنابر قول مشهور- براى آنها جايز نيست
؛ و شيخ الطائفه، ادعاى اجماع بر آن نموده است. و روايتى نيز از شيعه و سنى به آن آمده است و عمل به آن اشكالى ندارد.
و حجاز همان است كه الآن به آن مسمّى مىباشد و اختصاصى به مكه و مدينه ندارد و اقوى جواز عبور و مرور و تهيه طعام از آن مىباشد.
(٢)
چند فرع الحاقى
(٣)
اول- هر ذمى كه از دينش به دينى منتقل شود كه اهل آن بر آن پذيرفته نمىشوند و بر قرار نمىمانند بقا بر آن و بر قرار ماندن بر آن از او قبول نمىشود
، مانند اينكه نصرانى وثنى شود و يهودى بهايى شود؛ بنابراين از او قبول نمىشود مگر اسلام يا قتل، و اگر به دين اولش برگردد آيا از او قبول مىشود و بر آن بر قرار مىشود يا نه؟ در آن اشكال است، اگر چه قبول آن بعيد نيست. و اگر از دينش به دينى كه اهل آن بر آن تقرير و پذيرفته مىشوند، منتقل شود مانند اينكه يهودى، نصرانى يا بر عكس شود، آيا از او قبول مىشود و بر آن تقرير مىگردد يا نه؟ قبول و بر قرار نمودن بعيد نيست.
و بعضى گفتهاند كه: از او قبول نمىشود مگر اسلام يا قتل.
(٤)
دوم- اگر اهل ذمه مرتكب چيزى شود كه در شرعشان جايز است و در شرع اسلام جايز نمىباشد، مادامىكه متجاهر نباشند، به آنها اعتراضى نمىشود
؛ و اگر به آن تجاهر نمايند آنچه را كه اين جنابت به موجب شرع اسلام از حدّ يا تعزير اقتضا دارد درباره آنها عملى مىشود. و اگر چيزى را كه در شرعشان جايز نيست انجام دهند آنچه را كه اين جنايت، در شرع اسلام اقتضا دارد، درباره آنها عملى مىشود.
بعضى گفتهاند كه: و اگر حاكم بخواهد او را تحويل اهل ملتش مىدهد تا به مقتضاى شرعشان بر او اقامه حدّ نمايند. ولى احوط اجراء حد بر او طبق شرع ما است؛ و در اين قسم بين متجاهر و غيره فرقى نيست.
(٥)
سوم- اگر ذمى به ساختن كنيسه يا بيعه يا آتشكده به عنوان معبد براى آنها و محل عبادتهاى باطل، وصيت نمايد
و اين امر به ما برگردد انفاذ آن براى ما جايز نيست. و همچنين است اگر به خرج كردن چيزى در كتابت تورات و انجيل و بقيّه كتابهاى ضالّه و تحريف شده و طبع و نشر