ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٠٩ - مسأله ٣ - اگر حد به تكرار قذف مكرر شود احوط آن است كه در مرتبه چهارمى كشته شود
دارد.
و همچنين است اگر زن وارث ديگرى غير از فرزند داشته باشد. و ظاهر آن است كه جد، والد است؛ پس به قذف پسر پسرش حد ندارد و اگر فرزند، پدرش را- اگر چه بالا برود- قذف نمايد حد مىخورد. و مادر اگر پسرش را قذف نمايد حد دارد. و اقارب (خويشان) اگر بعضى بعضى را قذف نمايند حدّ مىخورند.
(١)
مسأله ٦- اگر گروهى يكى بعد از يكى قذف شود پس براى هر يك از آنها حد مىباشد
- به طور دستجمعى براى طلب او آمده باشند يا به طور متفرق باشند- و اگر يك نفر گروهى را به يك لفظ قذف نمايد به اينكه بگويد (اينها زناكارند» پس اگر در مطالبه، متفرق شوند براى هر يك حد است و اگر به آن اجتماع نمايند براى همه يك حد است. و اگر بگويد: «زيد و عمرو و بكر- مثلا- زناكارند» ظاهر آن است كه اينها يك لفظ، قذف است. و همچنين است اگر بگويد: «زيد زناكار است و عمرو و بكر» و اما اگر بگويد: «زيد زانى است و عمرو زانى است و بكر زانى است» براى هر يك حد است- در مطالبه، اجتماع كنند يا نه-. و اگر بگويد: «اى پسر دو زناكار»، پس حد براى هر دو مىباشد. و قذف به يك لفظ است پس در صورت اجتماع بر مطالبه، يك حد و در صورت پىدرپى قرار گرفتن، دو حد، مىخورد.
(٢)
احكام حدّ قذف
(٣)
مسأله ١- قذف، به اقرار ثابت مىشود
و بنا بر احوط معتبر است كه دو مرتبه باشد، بلكه خالى از وجه نيست. و در مقر، بلوغ و عقل و اختيار و قصد شرط است. و نيز به شهادت دو شاهد عادل ثابت مىشود و به شهادت زنها- جداگانه و (يا) با ضميمه مردها- ثابت نمىشود.
(٤)
مسأله ٢- حد در قذف هشتاد جلده است
- مفترى مرد باشد يا زن- و به طور متوسط در شدت به طورى كه به زدن در زنا، نرسد، زده مىشود و روى لباس عاديش زده مىشود و برهنه نمىشود و تمام تن او به غير از سر و صورت و عورت زده مىشود. و بنابر رأى بعضى، قاذف در ديد مردم گذاشته مىشود تا از شهادتش اجتناب شود.
(٥)
مسأله ٣- اگر حدّ به تكرار قذف مكرر شود احوط آن است كه در مرتبه چهارمى كشته شود.
و اگر قذف نمايد پس حد بخورد و بگويد: «به درستى كه آنچه كه گفتم حق است»، واجب است كه مرتبه دوم تعزير شود. و اگر شخصى را به يك سبب ده مرتبه قذف نمايد، به اينكه بگويد «تو زناكارى» و آن را تكرار نمايد فقط يك حد بر او مىباشد. و اگر مقذوف