ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٢٣ - مسأله ٤ - اشكالى در مترتب نشدن اثر بر قسم به غير خداى تعالى نيست
«مدعى به» را از من گرفته يا به من بخشيده يا به من فروخته يا مصالحه كرده است و مانند اينها دعوى انقلاب پيدا مىكند و مدعى عليه، مدعى، و مدعى منكر مىشود و كلام در اين دعوى طبق گذشته است.
(١)
احكام قسم
(٢)
مسأله ١- قسم صحيح نمىگردد و اثرى از اسقاط حق يا اثبات آن بر آن مترتب نمىشود مگر اينكه به خداى متعال يا به نامهاى مختص او مانند [باشد]
«رحمان» و «قديم» و «اوّلى كه قبل از او چيزى نبوده است» باشد.
و همچنين است اوصافى كه مشترك است ولى به خداى متعال انصراف دارند مانند «رازق» و «خالق» بلكه اوصافى كه انصراف به او هم ندارند در صورتى كه چيزى ضميمه آنها شود كه آنها را مختص خداى متعال قرار بدهد. و احوط آن است كه به اخيرى اكتفا نشود.
و احوط از آن اين است كه به غير لفظ جلاله، اكتفا نشود. و قسم به غير خداى متعال مانند انبيا و اوصيا و كتب نازل شده و اماكن مقدسه، مانند كعبه و غير اينها صحيح نمىباشد.
(٣)
مسأله ٢- در لزوم قسم به خدا بين اينكه قسمخورنده و قسم دهنده مسلمان باشند يا كافر يا مختلف باشند، بلكه بين اينكه كافر از كسانى باشد كه به خدا معتقد باشد يا او را انكار كند، فرقى نيست.
و در قسم دادن مجوس ضميمه نمودن قول او: «خالق النّور و الظلمه» به «اللّه» واجب نيست. و اگر حاكم ببيند كه قسم دادن ذمّى به آنچه كه دينش آن را اقتضا مىكند، رادعتر است آيا اكتفا به آن مانند قسم دادن به توراتى كه بر حضرت موسى (عليه السّلام) نازل شده جايز است؟ بعضى گفتهاند: بلى.
ولى اشبه عدم صحت آن است. و ضميمه نمودن آنچه ذكر شد به اسم خدا، در صورتى كه چيز باطلى نباشد، اشكالى ندارد.
(٤)
مسأله ٣- اثرى بر قسم به غير خداى تعالى مترتب نمىشود
اگر چه متخاصمين به قسم به غير خدا راضى باشند. كما اينكه ضميمه نمودن غير اسم خدا به خدا، اثرى ندارد؛ پس اگر به خدا قسم بخورد كفايت مىكند- ساير صفات را به او ضميمه بكند يا نه-، همانطورى كه يكى از نامهاى اختصاصى او، كفايت مىكند چيز ديگرى به آن ضميمه بكند يا نه.
(٥)
مسأله ٤- اشكالى در مترتب نشدن اثر بر قسم به غير خداى تعالى نيست.
پس آيا قسم به غير