ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢١٥ - مسأله ٧ - آشاميدن مسكر، به دو مرتبه اقرار ثابت مىشود
از ارزن يا از غير آنها گرفته مىشود. و فقاع به مسكر ملحق مىشود اگر چه فرض شود كه مسكر نيست. و اگر مسكر از دو چيز و بيشتر ساخته شود در شرب آن حدّ مىباشد.
(١)
مسأله ٣- در حرمت عصير انگور چه به خودى خود يا به وسيله آتش و يا خورشيد بجوشد اشكالى نيست
، مگر اينكه دو ثلث آن برود يا به سركه منقلب شود؛ ليكن مسكر بودن آن ثابت نشده است. و در الحاق آن به مسكر در ثبوت حد- و لو اينكه مسكر نباشد- اشكال بلكه منع است مخصوصا اگر به وسيله آتش يا خورشيد بجوشد. و عصير كشمش و خرما به مسكر ملحق نمىشود نه از نظر حرمت و نه از نظر حد.
(٢)
مسأله ٤- اشكالى در اين نيست كه مسكر، كم باشد يا زياد، در ثبوت حد به خوردن آن مساوى مىباشد
و لو اينكه يك قطره از آن باشد و فعلا هم مسكر نباشد؛ پس آنچه كه زياد آن مسكر باشد در كم آن حد است. كما اينكه در آنچه كه با چيز ديگر ممزوج شده در صورتى كه اسم آن بر آن صدق نمايد و آن چيز ديگر در آن مستهلك باشد، اشكالى نيست، كما اينكه در آنچه كه به چيز ديگر ممزوج شده در صورتى كه مسكر باشد و به امتزاج آن از اسكار خارج نشده باشد، اشكالى نيست؛ پس در همه اينها حد است. و اما اگر به غيرش ممزوج شود مانند اغذيه و ادويه به طورى كه در آن مستهلك شود و اسم آن صدق نكند و اين ممتزج، مسكر نباشد پس در ثبوت حد به آن، اشكال است اگر چه به خاطر نجاست ممزوج، حرام مىباشد؛ پس اگر قطرهاى از آن در مايعى مستهلك شود شبههاى در نجاست ممتزج نمىباشد، و ليكن ثبوت حد مسكر بر آن محل تأمل و اشكال است، ليكن حكم به حد، بين اصحاب ما معروف است.
(٣)
مسأله ٥- اگر به آشاميدن مسكر جهت حفظ نفس از هلاكت يا از مرض شديد، اضطرار پيدا كند
و بياشامد حد بر او نيست.
(٤)
مسأله ٦- اگر مسكر بياشامد- با اينكه مىداند حرام است، حد واجب است
و لو اينكه نداند كه آن موجب حدّ است. و اگر مايعى را به گمان اينكه حرام غير مسكر است، بياشامد پس از آن روشن شود كه مسكر مىباشد، حد بر او ثابت نمىشود. و اگر بداند كه مسكر است و خيال كند كه آنچه موجب حد مىباشد، آن است كه بالفعل مسكر باشد پس كم آن را بياشامد ظاهرا حد واجب است.
(٥)
مسأله ٧- آشاميدن مسكر، به دو مرتبه اقرار ثابت مىشود.
و در مقرّ، بلوغ و عقل و حريت و اختيار و قصد شرط است. و در اقرار معتبر است كه مقرون به چيزى نشود كه با آن احتمال جواز شربش باشد مانند قول او: «آشاميدم براى مداوا يا به طور مجبورى» و اگر به طور مطلق اقرار كند