ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٠١ - مسأله ٦ - در ذكر عنين ثلث ديه است
پستان، متعذر باشد يا آمدن شير در وقتش با اينكه فعلا در آن نيست، متعذر باشد، يا شيرش كم شود، يا عيب پيدا كند كما اينكه شير مخلوط به خون يا چرك بيرون بيايد، در آن ارش است.
(١)
مسأله ٤- اگر دو «حلمه» را از زن قطع كند بعضى گفتهاند: در آن ديه است.
ولى در آن اشكال مىباشد. و ارش محتمل است. و احتمال حساب به مساحت نيز مىباشد. اما آخرى خالى از رجحان نيست.
(٢)
مسأله ٥- در حلمه پستان مرد يك هشتم ديه- يك صد و بيست و پنج دينار- مىباشد.
و در هر دو با هم ربع مىباشد. و در قولى آمده است كه در آنها، ديه كامله است. ولى اولى اقوى مىباشد.
(٣)
پانزدهم: ذكر
(٤)
مسأله ١- در حشفه و بيشتر از آن اگر چه چيزى از آن نماند در صورتى كه با يك قطع باشد ديه كامل است.
و بين ذكر جوان و پير مرد و بچه و خصى خلقتى و كسى كه بيضههايش كشيده شده يا بيضههايش كوبيده شده و غير آن، در صورتى كه موجب فلج نباشد، فرقى نيست.
(٥)
مسأله ٢- اگر قسمتى از حشفه را قطع نمايد ديه مقطوع به نسبت ديه از مساحت حشفه، حساب مىشود
، نه مساحت جميع ذكر.
(٦)
مسأله ٣- اگر مجراى بول را پاره كند بدون آنكه قطع شود در آن ارش است.
و اگر قسمتى از حشفه را قطع كند و اين قطع ملازم پاره نمودن مجرا باشد چيزى بر او نيست مگر آنچه كه براى حشفه مىباشد. و اگر ملازم آن نباشد و پاره شدن، جنايت زايدى بر آن مىباشد، پس ارش دارد و براى حشفه چيزى است كه گذشت.
(٧)
مسأله ٤- اگر حشفه را قطع نمايد و ديگرى يا او به قطع ديگرى، بقيه آن را قطع نمايد پس ديه براى قطع حشفه و ارش براى قطع باقى مانده است.
و اگر او قسمتى از حشفه و ديگرى بقيه حشفه را قطع نمايد بر هر يك از آنها به حساب مساحت است.
(٨)
مسأله ٥- اگر قسمتى از حشفه را قطع كند و ديگرى ذكر را قطع كند كه چيزى از آن نماند، پس در قطع قسمتى از حشفه به مساحت حساب مىشود
و در قطع باقى مانده، چند وجه است:
ارش، يا حساب نسبت به حشفه، و ارش در باقى مانده، يا ديه كامل؟ اوجه آنها اولى است و احوط آنها آخرى مىباشد.
(٩)
مسأله ٦- در ذكر عنّين ثلث ديه است.
و همچنين است در قطع ذكر فلج. و در قطع قسمتى از آن، به حساب آن مىباشد.