ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٠٧ - مسأله ٥ - اگر پدر، فرزندش را به آنچه كه موجب حد است، قذف نمايد حد زده نمىشود
را عذرا نيافتم» يا بگويد: «اى فاسق»، «اى فاجر»، «اى شارب الخمر» و امثال اينها كه موجب استخفاف به ديگرى است و حال آنكه طرف، مستحق آن نمىباشد، در آن تعزير مىباشد- نه حدّ- و اگر مستحق آن باشد، موجب چيزى نمىباشد.
(١)
قاذف و مقذوف
(٢)
مسأله ١- در قاذف، بلوغ و عقل معتبر است
؛ پس اگر بچه قذف نمايد، حدّ نمىخورد اگر چه مسلمان بالغ عاقل را قذف نمايد. ولى اگر مميزى باشد كه تأديب در او اثر دارد، طبق نظر حاكم، تأديب مىشود. و همچنين است ديوانه. و همچنين در او، اختيار معتبر است؛ پس اگر از روى اكراه و جبر قذف نمايد چيزى بر او نمىباشد. و قصد معتبر است؛ پس اگر به طور سهو يا غفلت يا مزاح، قذف نمايد، حدّ نمىخورد.
(٣)
مسأله ٢- اگر عاقل يا ديوانه ادوارى در دور عقلش، قذف نمايد، سپس عاقل ديوانه شود و جنون ادوارى عود نمايد، حدّ بر او ثابت است
و ساقط نمىشود و در حال ديوانگى حدّ زده مىشود.
(٤)
مسأله ٣- در شخص قذف شده، محصن بودن شرط است.
و احصان در اين مقام، عبارت از بلوغ و عقل و حريت و اسلام و عفت مىباشد؛ پس كسى كه تمام آنها را دارد، به قذف او حدّ واجب مىشود و كسى كه همه يا بعضى از آنها را فاقد مىباشد قاذف او حدى ندارد و تعزير بر او مىباشد. پس اگر پسر بچه يا دختر بچه يا مملوك يا كافرى را قذف نمايد تعزير مىشود. و اما غير عفيف چنانچه متظاهر به زنا يا لواط باشد پس حرمتى ندارد و حدّ و تعزيرى بر قاذف او نمىباشد. و اگر متظاهر به آنها نباشد پس قذف او موجب حدّ مىباشد. و اگر متظاهر به يكى از آنها باشد پس در آنچه كه تظاهر دارد حدّ و تعزيرى نيست و در غير آن بنابر اقوى حدّ است. و اگر به غير آنها از معصيتها متظاهر باشد قذف او موجب حدّ است.
(٥)
مسأله ٤- اگر براى مسلمان بگويد: «اى پسر زانيه» يا «مادرت زانيه است»، و مادرش كافر باشد در روايتى آمده كه به قاذف حدّ زده مىشود
؛ زيرا مسلمان حصن او است، ولى احوط تعزير است، نه حد.
(٦)
مسأله ٥- اگر پدر، فرزندش را به آنچه كه موجب حد است، قذف نمايد حد زده نمىشود
بلكه تعزير بر او است براى حرمت، نه براى فرزند. و همچنين حد زده نمىشود اگر زن مردهاش را كه وارثى ندارد مگر فرزندش، قذف نمايد. و اگر آن زن فرزندى از غير او داشته باشد، حد