ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٩١ - در شرايط شنيدن دعوى
مسلمان باشد احترام مسلمان بيشتر از خصمش، جايز است. و اما عدل در حكم على اىّ حال واجب است
(١)
دوم- براى قاضى جايز نيست كه به يكى از دو طرف مخاصمه چيزى را تلقين نمايد كه به وسيله آن بر خصمش كمك بگيرد
، مثل اينكه او به طور احتمال ادعا نمايد پس قاضى به او تلقين كند كه به طور جزم ادعا كند تا دعوايش مسموع باشد. يا اينكه او ادعا كند كه امانت يا دين را ادا نموده است، پس قاضى به او تلقين كند كه آن را انكار نمايد. و همچنين جايز نيست كه كيفيّت احتجاج و راه غلبه بر طرف را به او بياموزد.
اين در صورتى است كه نداند كه حق با او است وگرنه جايز است، كما اينكه برايش جايز است كه به علمش حكم نمايد. و اما غير قاضى در صورتى كه ادعاى او را صحيح بداند، اين كار، برايش جايز است. و اگر مىداند كه ادعايش صحيح نيست، برايش جايز نمىباشد. و در صورت جهل به آن احوط ترك آن است.
(٢)
سوم- اگر متخاصمين به طور ترتيب وارد شوند حاكم بايد در شنيدن دعوى ابتداء به اولى و سپس به بعدى آن- الأول فالأول- گوش نمايد
؛ مگر اينكه قبلى راضى به تأخيرش باشد. و بين شريف و وضيع و مرد و زن فرقى نيست. و اگر با هم وارد شوند يا كيفيت ورود آنها را نداند و راهى براى اثبات آن نباشد در صورت اختلاف آنها، بين آنان قرعه بيندازد.
(٣)
چهارم- اگر مدعى عليه، با ادعايى، دعواى مدعى را قطع نمايد، قاضى نبايد آن را گوش نمايد
تا اينكه از دعواى طرفش جواب دهد و حكم آن تمام شود، سپس او ادعايش را از نو بيان مىكند، مگر اينكه مدعى اول راضى به جلو انداختن او باشد.
(٤)
پنجم- اگر يكى از خصمين سبقت به دعوى نمايد او اولى است.
و اگر هر دو با هم شروع به دعوا نمودند از كسى كه طرف راست طرفش قرار گرفته است گوش مىنمايد و اگر اتفاقا مسافر و حاضر باشند هر دو مساوى هستند مادامىكه يكى از آنها به تأخير ضرر نبيند؛ پس جهت دفع ضرر مقدم مىشود، و در آن ترديد است.
(٥)
در شرايط شنيدن دعوى
(٦) و بايد دانسته شود كه تشخيص مدعى و منكر مانند ساير موضوعات عرفيه، عرفى مىباشد؛ و شارع اقدس، اصطلاح خاصى در آنها ندارد و به تعريفهاى نزديك هم، تعريف شده است و تمام اين تعاريف مربوط به تشخيص مورد است، مانند قول فقها كه: «او كسى است كه اگر رها كند