ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٥٩ - مسأله ٩ - اگر ذمى بعد از رق شدن يا فديه دادن به والى به جهت پاره نمودن ذمه، اسلام بياورد از او مرتفع نمىشود
خوددارى از آن، معلّق شود، با مخالفتش نقض عهد مىشود.
(١)
مسأله ٥- اگر در عقد ذمه، ذكر جزيه، فراموش شود عقد باطل است.
و اما چهارمى از مذكورات در صورتى كه در عقد ذمّه ذكر نشود، در بطلان و عدم بطلان تردّد است. و اگر گفته شود كه باطل نيست، خوب مىباشد. و در صورتى كه بر آنها شرط نشود، بر آنها لازم است كه به احكام اسلام ملتزم باشند و در صورتى كه خوددارى نمايند عهد- بنابر احتمالى- شكسته مىشود. و دومى از مقتضيات امان است كما اينكه گذشت و به عدم ذكر آن در عقد ذمه، عهد باطل نمىشود و غير آنچه كه ذكر شد هم عدم ذكر آنها موجب بطلان عقد نمىباشد.
(٢)
مسأله ٦- هر موردى كه امتناع و مخالفت موجب خروج از ذمه مطلقا مىباشد- بر آنها شرط شده باشد يا نه- اگر الآن اهل ذمه مخالفت كنند و از آن امتناع ورزند حربى مىشوند
و از ذمه خارج مىشوند و هر موردى كه گفتيم خروج از ذمه بر شرط كردن، و مخالفت آنها توقف دارد حكم به شكسته شدن عهد و خروج آنها از ذمه در صورتى كه مخالفت كنند مشكل است. و اگر گفتيم جميع مذكورات، از شرايط ذمه مىباشد- در عقد شرط شود يا نه- كسى كه در يكى از آنها مخالفت كند، از ذمه خارج مىشود و حربى مىشود.
(٣)
مسأله ٧- سزاوار است كه در عقد ذمه هر آنچه كه در آن براى مسلمين نفع و رفعت و براى اهل ذمه، خفت است و آنچه كه مقتضى دخول آنها به اسلام است از جهت آن از روى رغبت يا ترس، شرط شود.
و از اين قبيل است شرط كردن تميّز از مسلمانان در لباس و مو و سوارى و كنيسهها، به آنچه كه در جاهاى مفصّل مذكور است.
(٤)
مسأله ٨- اگر ذمه را در دار الاسلام پاره كردند و در مواردى مخالفت كردند كه گفتيم عهدشان در آنها نقض مىشود
، پس براى والى مسلمين است كه آنها را به مأمنشان برگرداند؛ پس آيا والى بين قتل آنها و رق قرار دادنشان و فدا دادنشان مخير است؟ ظاهر چنين است، با اشكالى كه دارد. و آيا اموال آنها بعد از پاره نمودن ذمه، در امان است كه به آنها رد مىشود با ردّ خود آنها به مأمنشان يا نه؟ اشبه امان است.
(٥)
مسأله ٩- اگر ذمى بعد از رق شدن يا فديه دادن به والى به جهت پاره نمودن ذمه، اسلام بياورد از او مرتفع نمىشود
و بر رق بودن باقى مىماند و فدا به او برنمىگردد. و اگر قبل از آنها و قبل از قتل، اسلام بياورد همه آنها و غير آنها از آنچه كه در حال كفر بر او مىباشد، از او ساقط مىشود غير از ديون وقود اگر موجب آن را بجا آورده باشد، و اموال شخص ديگر در صورتى كه مثلا نزد او غصبى مىباشد، از او گرفته مىشود. و اما حدود، به تحقيق شيخ در مبسوط