ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٥٥ - مسأله ١٥ - اين ديه هم از مال جانى است - نه عاقله
واجب نيست؛ البته اگر تمام اصناف متعذر باشد و ولى قيمت را مطالبه كند، اداى قيمت يكى از آنها، واجب است و جانى در آن، مخيّر است و ولى حق مطالبه قيمت يكى از آنها را به طور معيّن ندارد.
(١)
مسأله ١٠- ظاهر آن است كه تلفيق- به اينكه مثلا، نصف آن مقدار را دينار و نصف ديگرش را درهم يا نصف آن را از شتر و نصف ديگر را از غير شتر، ادا كند- كافى نيست.
(٢)
مسأله ١١- ظاهر آن است كه با رضايت آنها، انتقال به قيمت جايز مىباشد
، كما اينكه ظاهرا تلفيق جايز مىباشد، به اينكه نصف آن مقدار را از يك اصل و نصف ديگر آن را از اصل ديگرى به عنوان قيمت آن ادا نمايد.
(٣)
مسأله ١٢- اين ديه بر جانى مىباشد، نه بر عاقله و نه بر بيت المال
، خواه بر ديه مصالحه كرده باشند و به آن راضى باشند يا ابتداء واجب شود، كما اينكه در قتل پدر فرزندش را و مانند آن از مواردى كه ديه متعين مىباشد.
(٤)
مسأله ١٣- ديه شبه عمد همان اصناف گذشته است؛ و همچنين است ديه خطا.
و عمد در سن شتر و استيفا به شدت و سختگيرى، اختصاص دارد كما اينكه گذشت.
(٥)
مسأله ١٤- اخبار و آرا در ديه شبه عمد، مختلف است؛ پس در روايتى آمده است: چهل «خلفه»
يعنى حامل و ثنيه، كه داخل سال ششم شده است و سى «حقه» كه داخل سال چهارم مىباشد و سى «بنت لبون» كه داخل سال سوم شده است. و در روايت ديگرى آمده است:
سى و سه حقه و سى و سه جذعه، كه داخل سال پنجم است و سى و چهار ثنيه، كه «كلها طروقه» باشند يعنى همه آنها به حدّ تخمگيرى با فحل رسيده باشند يا آنهايى مىباشند كه فحل بر آنها راه پيدا كرده و آنها حامله شدهاند. و در روايت سومى عوض «كلها طروقه»، «كلها خلفه» است.
و در روايت چهارمى بين آن دو روايت جمع نموده و گفته است: «همه آنها خلفه از طروقه فحل باشند.
و غير اينها».
پس قول به اينكه جانى بين آنها تخيير دارد بعيد نيست، ليكن خالى از اشكال نمىباشد پس احوط مصالحه است و جانى حق دارد احوط آنها را بگيرد.
(٦)
مسأله ١٥- اين ديه هم از مال جانى است- نه عاقله-
؛ پس اگر مالى نداشته باشد، بايد كوشش كند، يا تا توانايى مالى، مهلت داده شود، كما اينكه در بقيّه ديون است.
و اگر بر آن توانايى پيدا نكند پس در اينكه بر بيت المال است، محتمل مىباشد.