ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٧١ - مسأله ١٥ - واجب است كه شهود باطل در شهر يا محلهشان مشهور شوند تا از شهادت آنها اجتناب شود
برگرداند. و حق دارد بعضى از آنها را به قتل برساند و بقيه به مقدار جنايتشان ردّ نمايند.
(١)
مسأله ١١- اگر مشهود به چيزى باشد كه موجب حدّ است به رجم يا قتل پس اگر استيفا شود سپس يكى از شهود بعد از رجم مثلا بگويد: عمدا دروغ گفتم
و بقيه او را تصديق نمايند و بگويند عمدا دروغ گفتيم ولىّ دم حق دارد بعد از ردّ آنچه كه از ديه شخص مرجوم بيشتر است آنها را بكشد. و ولىّ دم اگر بخواهد يكى از آنها را مىكشد، و تكميل ديه او به حصه حصه بعد از كم كردن سهم مقتول به عهده بقيّه آنها مىباشد. و اگر بخواهد، بيشتر از يك نفر را مىكشد و اوليا ردّ مىنمايند آنچه كه از ديه طرفشان بيشتر است و بقيه شهود، آنچه را كه كم مىآيد بعد از كم كردن سهم كسى كه كشته شده، تكميل مىكنند. و اگر بقيه آنها، او را تصديق نكردند، اقرار او فقط بر خودش نافذ است. پس ولىّ دم حق دارد بعد از ردّ زيادى ديه بر او، او را به قتل برساند و حق دارد از او- به حصهاش- ديه بگيرد.
(٢)
مسأله ١٢- اگر ثابت شود كه آنها شهادت باطل دادهاند، حكم نقض مىشود
و مال در صورت امكان برگردانده مىشود وگرنه شهود، ضامن مىباشند. و اگر مشهود به قتل باشد قصاص بر آنها ثابت است و حكم آنها (مانند) حكم شاهدهايى است كه برگردند و اقرار كنند كه عمدا دروغ گفتهاند. و اگر ولى، مباشرت در قصاص داشته باشد و اعتراف به تزوير نمايد قصاص عليه او است- نه شهود- اگر چه شهود هم اقرار به تزوير نمايند. و احتمال دارد كه قصاص در اين صورت، بر همه آنها باشد. ولى اوّلى اشبه است.
(٣)
مسأله ١٣- اگر دو نفر بر مردى به سرقت شهادت دهند پس دست او قطع شود سپس اگر تزوير آنها ثابت شود، ولىّ حق دارد بعد از ردّ نصف ديه به آنها، از آنها قصاص نمايد.
و حق دارد از يكى از آنها قصاص كند و ديگرى ربع ديه را به صاحبش برگرداند. و اگر در همين فرض برگردند، پس اگر بگويند عمدا چنين كرديم پس حكم در اين صورت مثل تزوير است. و اگر بگويند توهّم كرديم و دزد فلانى- غير او- بوده است، ديه دست را غرامت مىكشند و شهادت آنها بر ديگرى قبول نمىشود.
(٤)
مسأله ١٤- اگر به طلاق شهادت بدهند سپس بعد از حكم حاكم برگردند، حكم او نقض نمىشود
؛ پس اگر رجوع بعد از دخول زوج باشد ضامن چيزى نمىباشند و اگر قبل از آن باشد ضامن نصف مهر مسمى مىباشند و در اين تردد است.
(٥)
مسأله ١٥- واجب است كه شهود باطل در شهر يا محلهشان مشهور شوند تا از شهادت آنها اجتناب شود
و غير آنان از شهادت بر خلاف واقع خوددارى نمايند. و حاكم به آنچه كه صلاح مىداند، آنها را تعزير نمايد. و شهادتشان قبول نمىشود مگر اينكه توبه كنند و صالح شوند و از آنها عدالت، آشكار شود. و اين حكم در كسى كه اشتباهش معلوم شود يا شهادتش به خاطر تعارض با بيّنه ديگرى يا ظهور فسقى- غير از دروغ- ردّ گردد جارى نمىباشد.