ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٠٧ - مسأله ٦ - اگر مدعى يا او و عشيرهاش قسم نخورند براى او است كه قسم را بر مدعى عليه رد كند
(١)
مسأله ٣- اگر عدد ناقص باشد آيا توزيع بر آنها به طور مساوى واجب است پس اگر عدد آنها ده باشد هر يك پنج قسم مىخورد يا هر يك، يك مرتبه قسم مىخورد
و ولى الدم نقيصه را كامل مىكند يا آنها بعد از قسم هر يك، اختيار دارند پس براى آنها است كه هر طور مىخواهند تقسيم نمايند؟ آخرى بعيد نيست، اگر چه بهتر آن است كه به طور مساوى تقسيم شود.
ولى اگر در تقسيم، كسرى باشد، كما اينكه عددشان هفت باشد پس بعد از تقسيم يكى كسر باقى مىماند بنابراين، آنها اختيار دارند و بهتر است كه در اين فرض ولى الدم قسم بخورد.
بلكه اگر گفته شود كه نقيصه مطلقا بر ولى يا اولياى دم مىباشد، بعيد نمىباشد؛ پس اگر عدد نه باشد، باقى پنج است كه ولى يا اوليا آنها را قسم مىخورند. پس اگر در تقسيم بين اوليا كسرى باشد آنها اختيار دارند. و اگر بين آنها مشاجره بيفتد بعيد نيست كه به قرعه رجوع شود و اين، نكول نيست.
(٢)
مسأله ٤- آيا در قسامه معتبر است كه از وارث فعلى يا در طبقات ارث و لو اينكه فعلا وارث نباشند، باشد يا كفايت مىكند كه قسامه از قبيله مدعى و عشيره او عرفا باشند اگر چه از نزديكانش نباشند، ظاهر آن است كه وراثت فعلى معتبر نيست.
البته ظاهر آن است كه اين، در مدعى معتبر است و امّا در مورد بقيه افراد، اكتفا به اينكه از قبيله و عشيره باشند، بعيد نيست؛ ليكن اظهر آن است كه از اهل آن مرد و نزديكانش باشند و ظاهر آن است كه مرد بودن در قسامه معتبر است. و امّا در مدعى، معتبر نمىباشد اگر چه يكى از مدعىها باشد. و با نبود عدد قسامه از مردان، در كافى بودن قسم زنها، تأمل و اشكال است؛ پس بايد بين مردها تكرار شود. و در صورت نبود مرد، مدعى تمام عدد را قسم مىخورد و لو اينكه از زنها باشد.
(٣)
مسأله ٥- اگر مدعى بيشتر از يك نفر باشد ظاهر آن است كه پنجاه قسم به عنوان قسامه كافى است.
و امّا اگر مدعى عليه بيشتر باشد در كفايت پنجاه قسامه و عدم آن اشكال است؛ و اوجه، تعدد قسامه است به حسب تعدد مدعى عليه. پس اگر دو نفر باشند هر يك از آنها با قومش پنجاه قسامه بر ردّ دعواى مدعى قسم مىخورد، اگر چه اكتفا به پنجاه، خالى از وجه نمىباشد. ليكن اولى اوجه است.
(٤)
مسأله ٦- اگر مدعى يا او و عشيرهاش قسم نخورند براى او است كه قسم را بر مدعى عليه ردّ كند
؛ پس بر او هم پنجاه قسامه است، بنابراين پنجاه نفر از قومش را حاضر مىكند كه به برائت او شهادت بدهند و هر يك از آنها به برائت او قسم مىخورند. و اگر كمتر از پنجاه باشند قسمها بر آنها تكرار مىشود تا عدد را كامل كنند و به برائت او از حيث قصاص و ديه حكم مىشود. و