ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٧ - مسأله ١٠ - اگر مدعى عليه نزد حاكم دومى اقرار كند كه محكوم عليه است و عليه او شهادت داده شده است، حاكم او را به آن ملزم مىنمايد
به نحو تقييد، به اينكه انشاى مجلس خصومت و همچنين انشايى كه رافع آن باشد، نبود جايز مىباشد؛ ليكن انفاذ آن براى حاكم ديگر مشكل بلكه ممنوع است.
(١)
مسأله ٧- در تمام آنچه كه گذشت بين اينكه حكم حاكم بين متخاصمين با حضور آنها باشد و بين حكم او بر شخص غائب بعد از اينكه مدعى اقامه بينه نمايد، فرق نمىكند
؛ پس تحمل در آنها و شهادت و شرايط قبول يكى است و هر دو شاهد بايد تمام خصوصيات مدعى و مدعى عليه- به طورى كه آنها را از ابهام خارج نمايد- و خصوصيات مدعى به را- كه از ابهام خارج كند- حفظ نمايند.
و حفظ دو شاهد و خصوصيات آنها اين چنين، در هر چه كه نياز به حفظ آن باشد مانند حكم بر شخص غائب و اينكه بر حجتش است.
(٢)
مسأله ٨- اگر امر بر حاكم دومى مشتبه شود براى آنكه شهود چيزى را كه ابهام به سبب آن بر طرف مىشود ضبط نكردهاند، حكم را متوقف مىكند
تا امر به ياد آمدن آنها يا به شهادت غير آنها روشن شود.
(٣)
مسأله ٩- اگر حال حاكم اول بعد از حكم او، به مردن يا ديوانگى تغيير پيدا كند اين تغيير در عمل به حكم او و در لزوم انفاذ آن بر حاكم ديگر- اگر استيفاى حق متوقف بر آن باشد- ضررى نمىرساند
؛ و اگر به فسق تغيير پيدا كند گاهى گفته مىشود به حكم او عمل نمىشود يا تفصيل داده مىشود بين آشكار شدن فسق او قبل از انفاذش پس به آن عمل نمىشود يا بعد از آن است پس به آن عمل مىشود. ولى اشبه عمل به آن است مطلقا مانند بقيّه عوارض و جواز انفاذ آن يا وجوب آن.
(٤)
مسأله ١٠- اگر مدعى عليه نزد حاكم دومى اقرار كند كه محكوم عليه است و عليه او شهادت داده شده است، حاكم او را به آن ملزم مىنمايد.
و اگر انكار نمايد، پس اگر شهادت شهود بر شخص او باشد از او مسموع نيست و ملزم به آن مىشود.
و همچنين است اگر شهادت بر وصفى باشد كه منطبق نمىشود مگر بر او.
و همچنين است در جايى كه بر او منطبق است مگر به ندرت به طورى كه عقلا به آن احتمال اعتنا نمىكنند و انطباق بر او مورد اطمينان باشد. و اگر شهادت بر وصف طورى باشد كه بر غير او و بر او قابل انطباق باشد، پس قول، قول او است با قسمش. و بر مدعى است كه بينه اقامه نمايد كه آن شخص خود او مىباشد. و در اين صورت احتمال داده مىشود كه حكم صحيح نباشد؛ زيرا از قبيل قضاوت به مبهم است و در آن تأمل است.