ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٩٩ - مسأله ٦ - در صورتى كه لواط به طور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو باسن، حد آن صد جلده مىباشد
نمىشود مگر به اقرار فاعل يا مفعول به چهار مرتبه، يا شهادت چهار مرد به طور مشاهده در صورتى كه جامع شرايط قبول باشند.
(١)
مسأله ٢- در مقرّ- فاعل باشد يا مفعول- بلوغ و كمال عقل و حريت و اختيار و قصد شرط است
؛ بنابراين اقرار بچه و ديوانه و عبد و مكره و شوخىكننده، اعتبارى ندارد.
(٢)
مسأله ٣- اگر به كمتر از چهار مرتبه اقرار نمايد حدّ زده نمىشود
و حاكم حق دارد او را به طورى كه صلاح مىبيند تعزير نمايد. و اگر به كمتر از چهار نفر به آن شهادت دهند، ثابت نمىشود بلكه حدّ بر آنها به خاطر افترا اقامه مىشود. و به شهادت زنان- جداگانه باشند يا با هم- ثابت نمىشود و حاكم- امام باشد يا غير آن- به علمش حكم مىكند.
(٣)
مسأله ٤- اگر لواط كند پس دخول نمايد، قتل بر او و بر مفعول، ثابت است
در صورتى كه هر يك از آنها بالغ عاقل مختار باشند و مسلمان و كافر و محصن و غيره در آن مساوى مىباشد. و اگر بالغ عاقل به بچه لواط نموده و داخل كند، اين شخص بالغ كشته مىشود و بچه تأديب مىگردد. و همچنين است اگر بالغ عاقل به لواط به ديوانه دخول كند. و با شعور داشتن ديوانه، حاكم به آنچه كه صلاح مىبيند، او را تأديب مىكند. و اگر بچه با بچه لواط نمايد هر دو تأديب مىشوند. و اگر ديوانهاى با عاقل لواط كند، عاقل حدّ مىخورد- نه ديوانه- و اگر بچه به بالغ لواط كند، بالغ حدّ مىخورد و بچه تأديب مىگردد. و اگر ذمى به مسلمان لواط كند به قتل مىرسد اگر چه دخول نكرده باشد. و اگر ذمّى به ذمّى لواط كند، بعضى گفتهاند كه امام (عليه السّلام) بين اقامه حدّ بر او و بين تحويل او به اهل ملتش تا حدشان را بر او اقامه نمايند مخير است. و احوط- اگر اقوى نباشد- اين است كه حدّ را بر او اجرا نمايد.
(٤)
مسأله ٥- حاكم در قتل بين اينكه گردن او را به شمشير بزند يا او را از جاى بلندى مانند كوه و مثل آن به طورى كه دستها و پاهايش بسته باشد، پرت كند يا او را به آتش بسوزاند يا او را رجم نمايد- و بنابر قولى- يا ديوارى روى او خراب كند- فاعل باشد يا مفعول- مخير است.
و جمع بين بقيه مجازاتها و سوزاندن، به اينكه كشته شود سپس سوزانده شود، جايز مىباشد.
(٥)
مسأله ٦- در صورتى كه لواط به طور دخول نباشد مانند تفخيذ يا بين دو باسن، حدّ آن صد جلده مىباشد
- و بين محصن و غيره و كافر و مسلمان فرقى نيست در صورتى كه فاعل كافر و مفعول مسلمان نباشد وگرنه كشته مىشود كما اينكه گذشت- و اگر فعل از او تكرار شود و حد در خلال آنها واقع شود در چهارمى كشته مىشود و بعضى گفتهاند كه در سومى به قتل مىرسد ولى اولى اشبه است.