ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٧٧ - مسأله ٢ - اگر دو سبب جمع شوند ظاهر آن است كه ضمان بر سببى است كه تأثيرش سابق است، اگر چه حدوث آن متأخر باشد
دستش است در تفصيلى كه گذشت يعنى ضمان آنچه كه به دستش و جلوهاى بدنش و پايش، جنايت وارد نمايد. و اگر آن را متوقف نمايد آنچه را كه با دست و جلوهاى بدن و پايش بر آن جنايت وارد مىكند، ضامن است، اگر چه از روى تفريط نباشد.
و ظاهر آن است كه بين راه تنگ و وسيع فرقى نيست. و همچنين راننده حيوان آنچه را كه او بر آن جنايت وارد نمايد مطلقا ضامن است.
و اگر او را بزند پس به جهت آن، جنايت وارد نمايد، به طور مطلق ضامن است. و همچنين اگر غير او آن را بزند پس به خاطر آن، جنايت نمايد آن غير ضامن مىباشد، مگر اينكه زدن او از جهت دفاع از نفس باشد؛ زيرا در چنين صورتى نه نسبت به صاحب آن ضامن است و نه نسبت به غير او.
(١)
مسأله ١٧- اگر چارپا، سواره و راننده و افسار بگير داشته باشد يا دوتاى از آنها را ظاهر آن است كه در آنچه كه در آن شركت است، اشتراك، و در آنچه كه در آن انفراد است، انفراد مىباشد
؛ و بين مالك و غير او فرقى نيست. و بعضى گفتهاند: اگر صاحب چارپا با آن باشد او ضامن است نه سواره. و آن اين چنين است در صورتى كه راكب قاصر باشد.
(٢)
مسأله ١٨- اگر دو رديف آن را سوار شوند در ضمان مساوى مىباشند
مگر اينكه يكى از آنها به جهت بيمارى يا كوچكى ضعيف باشد پس ضمان بر ديگرى است.
(٣)
مبحث سوم در تزاحم موجبات
(٤)
مسأله ١- اگر سبب و مباشر، اجتماع نمايند پس با مساوات آنها يا اينكه مباشر قوىتر باشد، مباشر، ضامن است
؛ مانند اجتماع دافع (هل دهنده) و حافر (كننده چاه). و اجتماع قرار دهنده اشياء لغزنده و ناصب كارد و دافع. و اجتماع روشن كننده آتش با ملقى. و اجتماع بنا كننده ديوار متمايل با مسقط آن. و اگر مباشر ضعيف و سبب قوى باشد پس ضمان بر سبب است كما اينكه چاهى را در خيابان حفر نمايد و آن را بپوشاند پس غير او شخص سومى را با جهل او به قضيه، دفع نمايد پس در چاه بيفتد، ضمان بر حافر است.
(٥)
مسأله ٢- اگر دو سبب جمع شوند ظاهر آن است كه ضمان بر سببى است كه تأثيرش سابق است، اگر چه حدوث آن متأخر باشد
؛ كما اينكه اگر (كسى) چاهى را در خيابان حفر نمايد و ديگرى سنگى را در كنار آن قرار دهد پس شخصى به سنگ خورده در چاه بيفتد، ضمان برقرار دهنده (سنگ) است. و اگر كاردى را در چاه نصب كند پس در چاه روى كارد بيفتد ضمان بر حافر است.