ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧٣ - مسأله ١٥ - اگر عمدا بر او جنايت كند پس سرايت كند و بميرد چنانچه جنايت از آن چيزهايى باشد كه غالبا سرايت مىكند، اين عمد است
(١)
مسأله ١٠- اگر او را به آتش بيندازد پس نتواند بيرون بيايد تا بميرد، يا او را از بيرون آمدن از آتش جلوگيرى كند تا بميرد، به آن كشته مىشود.
و در صورتى كه از آن عمدا و از روى سهل انگارى بيرون نيايد نه قودى هست و نه ديه قتلى، و ديه جنايت انداختن در آتش بر او مىباشد. و اگر حال او معلوم نشود و هر دو امر محتمل باشد، قود و ديهاى ثابت نمىشود.
(٢)
مسأله ١١- اگر او را در دريا و مانند آن بيندازد پس نتواند كه بيرون بيايد تا بميرد يا نگذارد كه خارج شود تا بميرد، به آن كشته مىشود.
و در صورتى كه عمدا و از روى كوتاهى خارج نشود يا شك در آن باشد حكم او مانند مسأله گذشته است. و اگر معتقد باشد كه بر خروج توانا است، زيرا او از اهل فن شنا مىباشد پس او را بيندازد سپس معلوم شود كه چنين نبوده است و پرتابكننده هم نتواند كه او را نجات دهد عمد نمىباشد.
(٣)
مسأله ١٢- اگر رگ او را بزند و او را از بستن آن جلوگيرى كند پس خون برود و بميرد قود بر او مىباشد.
و اگر او را رگ بزند و رهايش كند چنانچه بر بستن آن قدرت داشته باشد ولى عمدا و از روى سهل انگارى و كوتاهى آن را ترك نمايد تا بميرد نه قودى هست و نه ديه نفسى. ولى ديه رگ زدن بر او مىباشد. و اگر بر بستن آن توانا نباشد چنانچه جانى اين را بداند بر او قود مىباشد. و اگر جانى آن را نداند پس اگر او را به قصد قتل- و لو رجاء- رگ بزند پس بميرد ظاهرا قود بر او مىباشد و اگر قصد قتل او را نداشته باشد بلكه او را رگ بزند به اميد بستن آن، بر او قود نمىباشد ولى ديه شبه عمد بر او مىباشد.
(٤)
مسأله ١٣- اگر كسى عمدا خود را از بالا روى انسانى بيندازد چنانچه اين از چيزهايى است كه غالبا مىكشد [عمد است]
و لو به خاطر ضعفى كه «ملقى عليه» (انسان زير مانده) دارد به جهت پيرى يا كوچكى يا بيمارى قود بر او مىباشد وگرنه چنانچه و لو رجاء قصد قتل او را به آن نموده باشد پس همچنين عمد است و قود بر او مىباشد ولى اگر قصد قتل او را نداشته باشد اين شبه عمد است؛ و در همه اين فرضها خون جانى هدر است. اگر بلغزد و روى ديگرى بيفتد پس او بميرد چيزى بر او نيست- نه ديه و نه قود- و همچنين چيزى بر كسى كه روى او افتاده نمىباشد.
(٥)
مسأله ١٤- اگر او را سحر كند پس كشته شود و سببيّت سحر او براى قتل معلوم باشد اين عمد است
در صورتى كه با اين كار، قصد قتل او را كرده باشد وگرنه عمد نيست بلكه شبه عمد مىباشد؛ و بين قول به اينكه سحر واقعيّت دارد يا نه فرقى نيست. و اگر مثل اين گونه سحر نوعا كشنده است عمد مىباشد و لو اينكه قصد قتل را به آن نداشته باشد.
(٦)
مسأله ١٥- اگر عمدا بر او جنايت كند پس سرايت كند و بميرد چنانچه جنايت از آن چيزهايى باشد كه غالبا سرايت مىكند، اين عمد است
؛ يا به اين جنايت قصد مردن او را بنمايد