ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٠٧ - مسأله ١ - از كتاب ظريف بن ناصح است كه «و فى الاضلاع فيما خالط القلب و در ضلعها در جايى كه قلب با اضلاع مخالط باشد در صورتى كه ضلعى از آنها شكسته شود ديهاش بيست و پنج دينار مىباشد»
(١)
مسأله ٢- بحث در اينجا مانند بحث در دو دست است در قطع از مفصل زانو يا از اصل رانها
، و در هر يك از آنها، و در قطع قسمتى از ساق با مفصل آن.
و همچنين در قطع شخصى از مفصل ساق و قطع شخص ديگر قسمتى از ساق را. پس كلام در هر دو يكى مىباشد.
(٢)
مسأله ٣- در انگشتهاى دو پا، به تنهايى ديه كامل است.
و در هر يك از آنها يك دهم ديه است.
و ديه هر انگشتى به سه بند به طور مساوى تقسيم مىشود، مگر شصت كه در آن بر دو بند تقسيم مىشود.
(٣)
مسأله ٤- كلام در پاى زيادى مانند كلام در دست زيادى است.
و همچنين است در انگشتها.
(٤)
بيستم: ضلعها
(٥)
مسأله ١- از كتاب ظريف بن ناصح است كه: «و فى الاضلاع فيما خالط القلب ... و در ضلعها در جايى كه قلب با اضلاع مخالط باشد در صورتى كه ضلعى از آنها شكسته شود ديهاش بيست و پنج دينار مىباشد».
تا اينكه مىگويد: «و در اضلاعى كه پهلوى دو عضد قرار گرفتهاند، ديه هر ضلعى اگر شكسته شود، ده دينار است». و به مضمون اين عبارت، اصحاب، فتوى دادهاند و اشكالى در آن نمىباشد؛ ليكن منظور او آشكار نيست. پس آيا اين تفصيل بين طرفى كه نزديك و پهلوى قلب قرار گرفته و طرفى كه نزديك عضد است مىباشد؟ يا تفصيل بين ضلعى است كه محيط به قلب است و غير آن؟ يا تفصيل بين ضلعهايى است كه در طرف سينه و جلو قرار گرفته و غير آنها از ضلعهايى كه نزديك هر دو عضد و منتهى به پشت مىباشند؟
و احتمال دارد كه متن غلط شده باشد و اصل آن: «فيما حاط القلب» باشد از «حاطه، يحوطه» يعنى حفظ و حراست مىكند. يا اصل آن: «فيما احاط بالقلب» باشد پس اقوى در ضلعهايى كه از طرف چپ قلب را احاطه دارند در هر يك از آنها بيست و پنج است و امّا در غير آنها احتياط به صلح، ترك نشود، مخصوصا نسبت به آنچه مجاور ضلعى است كه در طرف چپ محيط قلب مىباشد.
اگر چه قول به عدم وجوب زايد بر ده دينار در غير ضلعى كه محيط به قلب است، خالى از قرب نمىباشد.