ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٣ - مسأله ١ - حكم نفوذ پيدا نمىكند و خصومت فيصله پيدا نمىكند مگر به انشاى لفظى
پس اگر چيزى فعلا در دست زيد باشد و اين چيز سابقا در دست عمرو بوده يا ملك او بوده است، حكم مىشود كه مال زيد است و بر عمرو است كه بينه اقامه نمايد. و اگر بينه نباشد پس حق قسم بر زيد دارد. البته اگر زيد اقرار كند كه آنچه در دستش است مال عمرو بوده و به ناقلى به او منتقل شده است، دعوى انقلاب پيدا مىكند و زيد مدعى مىشود و قول، قول عمرو است با قسمش. و همچنين است اگر اقرار كند به اينكه آن، مال عمرو بوده يا در دست او بوده است و از انتقال به او ساكت شود پس لازمه اين اقرار، ادعاى انتقال است. و در مثل آن مشكل است كه به خاطر يد او، او را منكر قرار داد. و اما اگر بينه اقامه شود بر اينكه سابقا مال عمرو بوده يا حاكم اين را بداند، پس يد محكّم مىباشد و ذو اليد منكر مىشود و قول، قول او است.
ولى اگر بينه اقامه شود بر اينكه دست زيد بر اين چيز، غصب از عمرو يا عاريهاى يا امانتى و مانند اينها بوده است، ظاهر آن است كه دست او ساقط است و قول، قول ذو البينة است.
(١)
مسأله ٨- اگر بينهها در چيزى تعارض كنند پس اگر در دست يكى از طرفين باشد، مقتضاى قاعده، تقديم بيّنه خارج و كنار زدن بينه داخل مىباشد
، اگر چه بيشتر يا عادلتر يا ارجح باشد.
و اگر در دست هر دو باشد پس حكم به تنصيف آن به مقتضاى بيّنه خارج و معتبر نبودن بينه داخل مىشود. و اگر در دست نفر سوم باشد يا دستى بر آن نباشد ظاهر آن است كه هر دو بيّنه ساقط مىشود و بايد رجوع به قسم يا به تنصيف آن يا قرعه، نمود. ليكن اين مسأله با شقوق آن از حيث اخبار و اقوال در نهايت اشكال است و ترجيح يكى از اقوال، مشكل است، اگر چه در صورت اولى آنچه را كه ما ذكر كرديم، بعيد نباشد.
(٢)
پايانى كه دو فصل دارد
(٣)
[فصل] اوّل در كتابت قاضى به سوى قاضى است
(٤)
مسأله ١- حكم نفوذ پيدا نمىكند و خصومت فيصله پيدا نمىكند مگر به انشاى لفظى.
و انشاى كتبى اعتبار ندارد، پس اگر يك قاضى حكم را به قاضى ديگر بنويسد و بخواهد كه انشا به كتابت باشد انفاذ آن براى قاضى دوم جايز نيست، اگر چه بداند كه نوشته، مال آن قاضى است و قصد او را بداند.