ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٣٤٧ - دهم - اگر بگويد عفو مىكنم به شرط ديه، و جانى به آن راضى شود، ديه مقتول واجب مىباشد
او است. و امّا در صورت علم اگر بذل كند، شبههاى در گناه نيست ليكن در قود و ديه اشكال است.
(١)
هفتم- اگر انگشت مردى را از دست راستش مثلا قطع نمايد سپس دست راست كسى ديگر را قطع كند براى اولى قصاص گرفته مىشود
؛ پس انگشت او قطع مىشود سپس دستش براى شخص دوّمى قطع مىگردد و دوّمى به ديه انگشت بر جانى رجوع مىكند. و اگر دست راست شخصى را قطع كند سپس انگشت دست راست شخص ديگر را قطع نمايد، براى اولى قصاص گرفته مىشود پس دست او قطع مىشود و بر او ديه انگشت ديگرى مىباشد.
(٢)
هشتم- اگر انگشت مردى را قطع كند پس قبل از بهبودى او را از قطع، عفو نمايد چنانچه خوب شود، در عمد آن قصاصى نيست و در خطا و شبه عمد آن ديه نمىباشد.
و اگر بگويد از جنايت عفو كردم پس همچنين است. و اگر در مورد عمد بگويد «از ديه عفو كردم» اثرى ندارد. و اگر بگويد: «از قصاص عفو كردم» قصاص ساقط مىشود و ديه ثابت نمىشود و حق مطالبه آن را ندارد. و اگر بگويد: «از قطع يا از جنايت عفو نمودم» سپس به خصوص كف، سرايت كند، قصاص در انگشت ساقط مىشود و آيا حق قصاص در كف دارد در صورتى كه ديه انگشت عفو شده را ردّ كند يا بايد به ديه كف رجوع كند؟ اشبه دومى است با اينكه احوط است. و اگر بگويد: از قصاص عفو كردم سپس به نفس سرايت كند ولىّ حق قصاص در نفس دارد. و آيا ردّ ديه انگشت عفو شده بر او مىباشد؟ در آن اشكال بلكه منع است، اگر چه احوط مىباشد. و اگر بگويد از جنايت عفو كردم سپس به نفس سرايت كند پس همچنين است. و اگر بگويد: از جنايت و از سرايتش عفو كردم در صحت آن در آنچه از جنايت و سرايت كه در حال عفو ثابت است شبههاى نمىباشد و امّا در آنچه از سرايت كه در حال عفو هنوز ثابت نيست در آن خلاف است و اوجه صحت آن است.
(٣)
نهم- اگر وارث واحد يا ورثه متعدد، از قصاص، عفو نمايند بدون عوض، ساقط است
؛ پس هيچ يك از آنها، مستحق ديه نمىباشد- جانى راضى باشد يا نه-. و اگر بگويد تا يك ماه يا تا يك سال بخشيدم، قصاص ساقط نمىشود و او بعد از آن حق قصاص دارد. و اگر بگويد نصف تو را يا پاى تو را بخشيدم چنانچه كنايه از عفو، از نفس باشد صحيح است و قصاص ساقط مىشود وگرنه در سقوط آن اشكال بلكه منع است. و اگر بگويد: جميع اعضاى تو را بخشيدم مگر مثلا پايت را، قطع پا براى او جايز نمىباشد و اين اسقاط صحيح نيست.
(٤)
دهم- اگر بگويد: عفو مىكنم به شرط ديه، و جانى به آن راضى شود، ديه مقتول واجب مىباشد
، نه ديه قاتل.