ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٢١ - ششم - اينكه خودش يا به مشاركت ديگرى، متاع را از حرز خارج سازد
پس حاكم جهت تحقيق، او را احضار نمايد و اين زن بترسد و حملش را سقط نمايد بنابر اقوى ديه جنين بر بيت المال است.
(١)
فصل پنجم در حد دزدى
(٢) و نظر در آن در دزد و چيز دزديده شده و آنچه كه به آن ثابت مىشود و حد و ملحقات آن است.
(٣)
سارق (دزد)
(٤)
مسأله ١- در وجوب حد بر او چند امر شرط است:
(٥)
اول- بلوغ است
؛ پس اگر بچهاى سرقت كرد، حد نمىخورد و حاكم طبق آنچه كه صلاح مىبيند، او را تأديب مىكند و لو اينكه دزدى از بچه تا پنج مرتبه و بيشتر، تكرار شود. ولى بعضى گفتهاند كه: در مرتبه اول مورد عفو قرار مىگيرد پس اگر عود نمود تأديب مىگردد باز اگر دوباره عود نمود سر انگشتانش خراش داده مىشود تا اينكه خون بيايد پس اگر (براى بار سوم) عود كند سر انگشتانش قطع مىشود و آنگاه اگر (براى بار چهارم) عود نمايد قطع مىشود كما اينكه از مرد قطع مىگردد. و در سرقت بچه رواياتى هست و در آنها است كه: «فقط من و رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) آن را انجام داديم» منظور امير المؤمنين (عليه السّلام) است. پس اشبه آن است كه ذكر كرديم.
(٦)
دوم- عقل است
؛ پس از ديوانه و لو اينكه ادوارى باشد در صورتى كه در حال دور جنونش، دزدى كند قطع نمىشود اگر چه از او تكرار شود و در صورتى كه شعور و درك نمايد و تأثير در او ممكن باشد، تأديب مىگردد.
(٧)
سوم- اختيار است
؛ پس از شخص مكره قطع نمىشود.
(٨)
چهارم- عدم اضطرار است
؛ پس اگر شخص مضطر جهت دفع اضطرارش دزدى كند قطع نمىشود.
(٩)
پنجم- اينكه دزد محل حفظ را بشكند يا پاره كند- به تنهايى باشد يا شريك داشته باشد
-؛ پس اگر غير دزد هتك كند و او از غير حرز بدزدد از هيچ كدام آنها قطع نمىشود، اگر چه هر دو با هم براى دزدى و كمك در آن به همديگر، آمده باشند. و شخصى كه آن را هتك كرده، آنچه را كه تلف نموده و دزد آنچه را كه دزديده، ضامن مىباشند.
(١٠)
ششم- اينكه خودش يا به مشاركت ديگرى، متاع را از حرز خارج سازد
، و اخراج آن به مباشرت، تحقق پيدا مىكند كما اينكه آن را روى شانهاش قرار دهد و خارج سازد و به تسبيب