ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٦١ - چند فرع
و جنايتى كه موجب ديه است مانند خطا و شبه عمد و كشتن پدر فرزندش را و مسلمان ذمى را و مأمومه و جائفه و شكستن استخوانها و غير اينها از آنچه كه متعلق دعوى در آنها، مال يا مقصود از آن مال باشد، پس همه اينها به آنچه كه ذكر شد حتى به شهادت دو زن و قسم بنابر اظهر، ثابت مىشود.
شهادت زنان در ازدواج در صورتى كه با آنها مرد باشد، قبول است.
(١)
مسأله ٥- در قبول شهادت زنها در وقف وجهى است كه خالى از اشكال نمىباشد.
و شهادت زنها در حقوق اموال مانند مدت و خيار و شفعه و فسخ عقد كه به اموال تعلق دارد و مانند اينها از آنچه كه حقوق آدمى باشد، قبول مىشود. و شهادت آنها در آنچه كه موجب قصاص است قبول نمىباشد.
(٢)
مسأله ٦- از حقوق آدمى آن چيزى است كه به مردان و زنان جداگانه و با همديگر ثابت مىشود
؛ و ضابطه آن هر آن چيزى است كه اطلاع پيدا كردن مردان بر آن، غالبا سخت است، مانند ولادت و عذره و حيض، و عيوب باطنى زنان مانند قرن و رتق و قرحه در عورت زنان، نه عيوب ظاهرى مانند عرج و عمى.
(٣)
مسأله ٧- هر جايى كه شهادت زنان به طور جداگانه قبول مىشود به كمتر از چهار زن ثابت نمىشود.
البته شهادت يك زن بدون قسم در ربع ميراث مستهل و ربع وصيت و شهادت دو زن در نصف و سه زن در سه چهارم و چهار زن در تمام آن قبول است و به زن يك مرد ملحق نمىشود و اصلا به او ثابت نمىشود.
(٤)
چند فرع:
(٥) اول- شهادت در هيچ يك از عقود و ايقاعات شرط نيست مگر در طلاق و ظهار.
(٦) دوم- حكم حاكم به تبع شهادت مىباشد؛ پس اگر شهادت تحقق پيدا كرده باشد حكم ظاهرا و واقعا نافذ است؛ وگرنه ظاهرا نافذ است- نه واقعا-.
و آنچه كه حاكم حكم كرده است براى مشهود له، با علم او به اينكه شهادت باطل است برايش مباح نيست خواه هر دو شاهد، بطلان شهادتشان را بدانند يا صحت آن را اعتقاد داشته باشند.