ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٩٩ - مسأله ١ - اگر مدعى عليه حق را - عين باشد يا دين - اقرار نمايد و جامع شرايط اقرار باشد
مىگردد. و به مدعى تحويل نمىشود مگر اينكه از متضرر شدن مدعى عليه، اگر حاضر شود و برايش قضاوت شود در امان باشد، به اينكه مدعى توانگر بوده يا كفيل داشته باشد. و آيا اگر غائب باشد و احضارش سهل باشد يا در شهر باشد و حضور او متعذر باشد بدون اعلام به او حكم جايز است؟ در آن تأمل است. و در شنيدن دعوى بر شخص غائب بين اينكه مدعى انكار مدعى عليه را ادعا نمايد يا عدم آن را فرقى نيست. ولى اگر بگويد: «او اقرار دارد و بين ما مخاصمهاى نيست» ظاهر آن است كه دعوايش مسموع نيست و حكمى نيست؛ و احوط عدم حكم بر شخص غائب است مگر قسم به آن ضميمه شود سپس كسى كه غائب است بر حجتش است. پس اگر حاضر شود و بخواهد كه شهود را جرح نمايد يا بيّنهاى معارض بيّنه او، اقامه نمايد از او قبول است، البته اگر بگوييم كه بينهاش مسموع است.
(١)
مسأله ٦- ظاهر آن است كه جواز حكم بر شخص غائب، به حقوق الناس اختصاص دارد
؛ پس حكم بر او در حقوق خداى متعال مانند زنا جايز نيست. و اگر در جنايتى، حقوق الناس و حقوق خداى متعال باشد- كما اينكه در دزدى هست زيرا در دزدى قطع دست است كه از حقوق خداى متعال است و گرفتن مال و ردّ آن به صاحبش است كه از حقوق الناس است- حكم در حقوق الناس آن- نه حقوق اللّه- جايز است. پس اگر مدعى بينه اقامه نمايد حاكم حكم مىكند و مال- بنابر آنچه كه گذشت- گرفته مىشود.
(٢)
مسأله ٧- اگر دعوى از مدعى تمام شود پس اگر از حاكم بخواهد كه مدعى عليه را حاضر نمايد بايد او را احضار كند
و تأخير غير متعارف آن جايز نيست. و در صورت نخواستن او و قرينهاى هم نباشد كه بر خواست او دلالت كند، ظاهر آن است كه متوقف است تا مدعى، احضار او را مطالبه نمايد.
(٣)
جواب مدّعى عليه
(٤) مدعى عليه يا از جواب ساكت مىشود يا اقرار مىكند يا منكر مىشود يا مىگويد:
«نمىدانم» يا مىگويد: «ادا كردم» و مانند اينها از آنچه كه تكذيب مدعى مىباشد.
(٥)
جواب آن به اقرار
(٦)
مسأله ١- اگر مدعى عليه حق را- عين باشد يا دين- اقرار نمايد و جامع شرايط اقرار باشد
و