ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٧٧ - مسأله ٢٨ - اگر سگ درندهاى را كه غالبا كشنده است به طرف او تحريض و وادار كند پس او را بكشد بر او قود مىباشد
(١)
مسأله ٢٣- اگر او را مجروح نمايد پس خودش آن را به داروى سمّى كه به سرعت مىكشد مداوا نمايد به طورى كه قتل به آن استناد پيدا كند، نه به جرح، در نفس قود نمىباشد.
و در جرح قصاص است اگر از چيزهايى باشد كه موجب آن است. وگرنه در آن ارش جنايت است.
و اگر مجهز نباشد ليكن قتل به آن و به جرح با هم اتفاق بيفتد آنچه كه در مقابل فعل شخص مجروح قرار مىگيرد ساقط مىشود پس ولىّ او حق دارد بعد از ردّ نصف ديه او جارح را به قتل برساند.
(٢)
مسأله ٢٤- اگر او را در محلّ درندهها بيندازد مانند محل صيد شير و مانند آن، پس درندهها او را بكشند اين قتل عمد است
و بر او قود است. و همچنين است اگر او را روى شير درنده بيندازد پس شير او را پاره كند در صورتى كه حفظ كردن از او به شكلى و لو به فرار كردن ممكن نباشد؛ ولى اگر اين كار برايش ممكن باشد اما تخاذلا و عمدا ترك كند، نه قود دارد و نه ديه. و اگر شير درنده نباشد پس او را نه به قصد قتل او، بيندازد پس اتفاقا شير او را بكشد از عمد نمىباشد.
و اگر او را به رجاء قتل او بيندازد پس او را به قتل برساند اين عمد است و بر او قود است. و اگر حال شير مجهول باشد و او را نزد اين شير بيندازد پس او را بكشد در صورتى كه قصد قتل او را داشته، اين عمد است، بلكه اگر قصد قتل او را هم نداشته باشد ظاهرا چنين است.
(٣)
مسأله ٢٥- اگر او را در حالى كه كتف بسته است در زمين درندهها بيندازد پس با علم او به تردد درندهها نزد او بدون اشكال قتل عمد است
بلكه با احتمال تردد درندهها و انداختن او و لو رجاء به قصد پاره كردن او، از عمد مىباشد. ولى اگر مىداند يا اطمينان دارد كه درندهها رفت و آمد ندارند پس اتفاقا چنين شود عمد نيست؛ ولى ظاهرا ديه ثابت است.
(٤)
مسأله ٢٦- اگر او را نزد درندهاى بيندازد پس او را طورى گاز بگيرد كه به آن كشته نشود ليكن سرايت كند و بميرد اين عمد است
و بر او قود مىباشد.
(٥)
مسأله ٢٧- اگر مارى كه سمّ كشنده دارد به نيش زدن او بيندازد، به اينكه مار را بگيرد و چيزى از بدن او را به دهن او بگذارد اين قتل عمد است
و بر او قود است. و همچنين است اگر مار كشنده را روى او پرت كند پس مار به او نيش بزند و به هلاكت برسد. و همچنين است اگر او و مار را در جاى تنگى قرار دهد كه فرار او ممكن نباشد يا بين مار و بين كسى كه جهت ضعف مانند مريضى يا كوچكى يا زيادى سن نتواند فرار كند، جمع نمايد؛ پس حتما در تمام اينها و همچنين در نظاير اينها قود مىباشد.
(٦)
مسأله ٢٨- اگر سگ درندهاى را كه غالبا كشنده است به طرف او تحريض و وادار كند پس او را بكشد بر او قود مىباشد.
و همچنين است اگر قصد قتل او را به آن بنمايد و لو اينكه غالبا كشنده نباشد يا حال او معلوم نباشد و لو رجاء قصد قتل او را بنمايد اين عمد است.