ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٤٥٧ - مسأله ١ - اجاره نمودن اعيان استيجارى - دكان باشند يا خانه يا غير آنها - موجب حدوث حقى براى مستأجر در آنها نمىشود
(١)
مسأله ٤- آنچه را كه بانك و غير آن در وقت تأخير افتادن پرداخت، بعد از رسيدن وقت و تسليم ننمودن مبلغ از ناحيه مديون صورى، از مديون مىگيرد، حرام است
و گرفتن آن جايز نمىباشد، اگر چه به رضايت دو طرف معامله باشد.
(٢)
مسأله ٥- ورقههاى سفته و ساير اوراق تجارتى، داراى ماليّت و از نقود نيستند.
و معاملاتى كه به آنها واقع مىشود به خود آنها واقع نمىشود بلكه به نقود و غير آنها كه اوراق از آنها حكايت مىكند، مىباشد. و دادن آنها به طلبكار، ذمّه مديون را ساقط نمىكند. و اگر چيزى از آنها در دست غاصب و مانند آن تلف شود، يا شخصى آن را تلف كند به ضمان تلف يا اتلاف، ضامن نمىباشد.
و امّا اوراق نقدى، مانند اسكناس و دينار و دلار و غير آنها داراى ماليت اعتبارى مىباشند و آنها مانند دينار و درهم مسكوك از طلا و نقره نقود مىباشد و دادن آنها به طلبكار مسقط ذمّه مديون است.
و در تلف و اتلاف آنها مانند ساير اموال ضمان است.
(٣)
مسأله ٦- تحقيقا گذشت كه رباى غير قرضى در اوراق نقدى، جارى نمىشود
؛ پس تبديل بعضى از آنها به بعضى به زياده و كم جايز است؛ خواه آنچه كه با همديگر تبديل مىشود از نقد دو مملكت باشد مانند تبديل دينار به اسكناس يا نه مانند تبديل اسكناس به مانند آن (اسكناس) و دينار به مثل آن (دينار) باشد. و بين اينكه معتمد و پشتوانه آنها طلا و نقره باشد يا غير آنها از معادن مانند سنگهاى قيمتى و نفت، فرق نمىكند.
البته اگر در موردى فرض شود كه اوراق ياد شده مانند اوراق تجارتى است، حكم آنها مانند همان اوراق است، ليكن اين مجرّد فرض است. اين در صورتى است كه بيع را به آن قصد نمايد- نه قرض را- وگرنه جايز نمىباشد.
(٤)
مسأله ٧- به اوراق نقدى زكات تعلق نمىگيرد.
و در آنها حكم بيع صرف، جارى نمىشود.
ولى بنابر اقوى مضاربه به آنها جايز است.
(٥)
و از جمله آنها سرقفلى است
(٦)
مسأله ١- اجاره نمودن اعيان استيجارى- دكان باشند يا خانه يا غير آنها- موجب حدوث حقى براى مستأجر در آنها نمىشود
به طورى كه مؤجر بعد از تمام شدن اجاره، حق بيرون كردن او را