ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢١٧ - مسأله ١ - اگر عادلى به آشاميدن او و ديگرى به قى كردن او(از مسكر) شهادت دهد حد واجب است
و قرينه قائم شود بر اينكه او به طور معذورى آن را آشاميده است حد ثابت نمىشود. و اگر به طور اطلاق، اقرار كند سپس ادعاى عذر نمايد، از او قبول است و حد از او دفع مىشود در صورتى كه چنين چيزى در حق او محتمل باشد. و در ثبوت آن با احتمال عذر، بو و مزه كفايت نمىكند.
(١)
مسأله ٨- و به دو شاهد عادل ثابت مىشود
؛ ولى شهادت زنها- جداگانه يا با ضميمه مردها- قبول نمىشود. و اگر دو شاهد عادل به طور مطلق شهادت دهند در ثبوت آن كفايت مىكند. و اگر در خصوصيات اختلاف كنند مثل اينكه يكى از آنها بگويد: «او فقاع آشاميد» و ديگرى بگويد: «او شراب خورد» يا يكى از آنها بگويد: «او در بازار آشاميد» ديگرى بگويد: «او در خانه آشاميد» شرب آن ثابت نمىشود پس حدى نيست. و همچنين است اگر يكى از آنها شهادت بدهد كه: «او با علم به حكم، آشاميد» و ديگرى شهادت بدهد كه: «او از روى جهل آشاميد» و غير اين از اختلافات. و اگر يكى از آنها مطلق شهادت دهد و بگويد: «مسكر آشاميد» و دومى مقيد كند و بگويد: «شراب آشاميد» ظاهرا حد ثابت است.
(٢)
مسأله ٩- حد در شرب آن، هشتاد جلده است
، خورنده آن مرد باشد يا زن، و كافر اگر آشاميدن آن را تظاهر نمايد، حد زده مىشود و اگر مخفى بدارد حد نمىخورد. و اگر در كنيسهها و مراكز عبادتشان بياشامد، حد نمىخورد.
(٣)
مسأله ١٠- بر كمر و دو كتف و بقيّه تن شارب آن زده مىشود و از صورت و سر و عورتش اجتناب مىگردد.
و مرد به صورت عريان تمام بدن غير از عورت و ايستاده زده مىشود و زن به صورت نشسته و با لباسهايش، زده مىشود. و بر آنها اقامه حد نمىشود تا اينكه افاقه پيدا كنند.
(٤)
مسأله ١١- حد به عروض ديوانگى و همچنين به ارتداد ساقط نمىشود
؛ پس در حال ديوانگى و ارتدادش حد مىخورد.
(٥)
مسأله ١٢- اگر كرارا بياشامد ولى در خلال آنها حدّ زده نشود، يك حد از همه آنها كفايت مىكند.
و اگر بياشامد و حد بخورد، در مرتبه سوم به قتل مىرسد و گفته شده كه در مرتبه چهارم كشته مىشود.
(٦)
احكام مسكر و بعضى از ملحقات آن
(٧)
مسأله ١- اگر عادلى به آشاميدن او و ديگرى به قى كردن او (از مسكر) شهادت دهد حد واجب است
؛ بدون تاريخ شهادت بدهد يا به تاريخى شهادت بدهد كه اتحاد آنها ممكن باشد و