ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٨٩ - مسأله ٦ - اگر كافر كافرى را بكشد و مسلمان شود به آن كشته نمىشود
(١)
مسأله ١- اگر ولى خون زن از ادا كردن زيادى ديه خوددارى كند يا فقير باشد
و قاتل به ديه راضى نشود يا فقير باشد، قصاص تا وقت ادا و توانايى مالى به تأخير مىافتد.
(٢)
مسأله ٢- براى مرد، در اعضا از زن قصاص گرفته مىشود.
و همچنين براى زن از مرد در آنها بدون ردّ قصاص گرفته مىشود. و ديه آنها در اعضا، مادامىكه جراحت زن به ثلث ديه حرّ نرسد، مساوى مىباشد؛ پس اگر به ثلث برسد به نصف ديه مرد در اعضاء بر مىگردد. بنابراين، در اين صورت از مرد براى زن قصاص نمىشود مگر با ردّ تفاوت.
(٣)
دوّم- تساوى در دين است
؛ پس مسلمان به كافر كشته نمىشود، در صورتى كه به كشتن كفّار عادت نداشته باشد.
(٤)
مسأله ١- بين اصناف كفّار از ذمّى و حربى و گيرنده امان و غيره، فرقى نيست.
و اگر كافر قتلش حرام باشد مانند ذمى و معاهد براى قتل او تعزير مىشود، و مسلمان ديه ذمى را براى آنها غرامت مىكشد.
(٥)
مسأله ٢- اگر مسلمان به كشتن اهل ذمه عادت داشته باشد بعد از ردّ زيادى ديهاش، قصاص گرفتن از او جايز مىباشد.
و بعضى گفتهاند كه: اين حدّ است، نه قصاص. ولى اين قول ضعيف است.
(٦)
مسأله ٣- ذمى به ذمى و به ذميّه با ردّ زيادى ديه و ذميّه به ذميّه و به ذمى بدون ردّ زيادى، مانند مسلمين، كشته مىشود.
و بين يكى بودن ملتشان و اختلافشان در آن فرقى نيست؛ پس يهودى به نصرانى و بر عكس و مجوسى به آنها و بر عكس، كشته مىشود.
(٧)
مسأله ٤- اگر ذمى مسلمانى را عمدا بكشد خود او و مالش به اولياى مقتول تحويل مىشود
و آنها بين قتل او ورق گرفتن او، مخير مىباشند. و بين اينكه مال عين باشد يا دين، منقول باشد يا نه، و بين اينكه مساوى با زيادى ديه مسلمان باشد يا زايد بر آن يا مساوى ديه باشد يا زايد بر ديه فرق نمىكند.
(٨)
مسأله ٥- اولاد ذمّى قاتل احرار مىباشند
و هيچ يك از آنها جهت قاتل بودن پدرشان رق نمىشوند. و اگر ذمى قاتل قبل از رق قرار دادنش مسلمان شود اولياى مقتول حقى غير از قتل او را ندارند:
(٩)
مسأله ٦- اگر كافر كافرى را بكشد و مسلمان شود به آن كشته نمىشود
بلكه ديه بر او مىباشد در صورتى كه مقتول صاحب ديه باشد.