ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٤١ - مسأله ١٠ - جواز تقاص در صورتى كه علم به حق ندارد، مشكل است
به غاصب ضرر برساند. و اما با جايز بودن آن كما اينكه اگر مطلوب منه، غير غاصب باشد و مال را به عذرى انكار نمايد، ظاهرا تقاص از مال او جايز است، در صورتى كه ما بگوييم كه تقاص در صورت انكار آن به جهت عذر جايز مىباشد.
(١)
مسأله ٥- اگر حق دين باشد و شخص مديون منكر يا مماطل باشد، تقاص از مال او جايز است
، اگر چه گرفتن از او با رجوع به حاكم، ممكن باشد.
(٢)
مسأله ٦- اگر گرفتن حقش بر تصرف در بيشتر از آن، متوقف باشد جايز است و مقدار زيادى بايد به صاحبش برگردد
و چنانچه مقدار زائد تلف شود در دست تقاصكننده بدون افراط و تفريط و بدون تأخير در برگرداندن ضامن نيست.
(٣)
مسأله ٧- اگر گرفتن حقش متوقف باشد بر فروش مال كسى كه مورد تقاص واقع مىشود فروش آن جايز و صحيح است
و برگرداندن زياده بر حقش، واجب مىباشد. و اما اگر متوقف بر فروش نباشد، به اينكه قيمت مال به مقدار حقش باشد اشكالى در جواز گرفتن آن به عنوان تقاص، نيست. و اما در جواز فروش و گرفتن قيمت آن به عنوان تقاص يا جواز فروش آن و خريدن چيزى از جنس مالش سپس گرفتن آن به عنوان تقاص، اشكال است و اشبه عدم جواز است.
(٤)
مسأله ٨- در جايى كه حق او بر عهده مماطل دين باشد، آنگاه به مقدار آن از او تقاص نمايد، بدون اشكال ذمهاش برئ مىشود
، مخصوصا اگر چيز مأخوذ مثل همان باشد كه بر عهده او است. كما اينكه مقدارى گندم بر عهده او باشد و به مقدار آن به عنوان تقاص گرفته باشد. و همچنين است در ضمان قيمىها اگر به مقدار قيمت آن تقاص كند. و اما اگر عين باشد پس اگر مثلى باشد و مثل آن را تقاص كند بعيد نيست كه معاوضه به طور قهرى حاصل شود با تأمّلى كه در آن است. و اما اگر از قيمىها باشد- مانند مثلا اسب- و به مقدار قيمت آن تقاص كند آيا حكم اين مثل آن است كه ذكر شد يعنى حصول معاوضه قهرى يا تقاص نمودن به منزله بدل حيلوله است، پس اگر متمكن از عين باشد گرفتن آن جايز بلكه واجب است و آنچه را كه گرفته است واجب است به او برگرداند و همچنين بر غاصب واجب است كه بعد از تقاص آن را برگرداند و مالش را بگيرد؟ در آن اشكال و تردد است اگر چه بعيد نيست كه حكم بدل حيلوله در آن جارى باشد.
(٥)
مسأله ٩- بنا بر اقوى تقاص از مالى كه به عنوان وديعه نزد او گذاشته با كراهت جايز است
؛ ولى احوط عدم آن است.
(٦)
مسأله ١٠- جواز تقاص در صورتى كه علم به حق ندارد، مشكل است
؛ پس اگر بر او دينى