ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٣٩ - مسأله ٤ - محاربه با يك مرتبه اقرار - و احوط دو مرتبه - و با شهادت دو عادل ثابت مىشود
هست و نه دزدى، و اگر بيرون آوردن آن از جوف او متعذر نباشد و لو نظر به عادت او پس خارج شود در حالى كه آن در جوف او مىباشد، پس در قطع و عدم آن دو وجه است كه اشبه آنها قطع مىباشد، در صورتى كه اين چنين بلعيدن به خاطر دزدى باشد. وگرنه قطعى نيست.
(١)
فصل ششم در حدّ محارب
(٢)
مسأله ١- محارب هر آن كسى است كه شمشيرش را برهنه مىكند يا آن را تجهيز مىنمايد تا مردم را بترساند
؛ و مىخواهد در زمين افساد نمايد، در خشكى باشد يا در دريا، در شهر باشد يا در غير آن، شب باشد يا روز. و در صورت تحقق آنچه كه ذكر شد، شرط نيست كه از اهل ريبه باشد، و مرد و زن در آن مساوى است. و در ثبوت آن براى كسى كه با قصد مذكور، سلاحش را بكشد در حالى كه او ضعيفى است كه از ترساندنش، براى احدى خوفى تحقق پيدا نمىكند، اشكال بلكه منع است. ولى اگر ضعيف باشد- نه به حدى كه ترس از ترساندن او متحقق نشود- بلكه در بعضى از احيان و اشخاص تحقق پيدا مىكند، ظاهر آن است كه داخل در آن مىباشد.
(٣)
مسأله ٢- اين حكم براى «طليع» ثابت نيست
؛ و «طليع» آن كسى است كه مراقب قافلهها و مانند آنها است تا به رفقايش از قطاع الطريق، خبر بدهد. و همچنين اين حكم براى «ردء» ثابت نيست؛ و «ردء» كسى است كه براى ضبط اموال، معاونت و كمك مىنمايد. و همچنين اين حكم براى كسى كه شمشيرش را بكشد يا سلاحش را مجهّز نمايد تا محارب را بترساند و فساد او را دفع كند يا كسى را كه به او قصد سوء نموده، دفع كند و مانند اينها از آنچه كه قطع فساد است- نه افساد- ثابت نمىباشد. و همچنين براى صغير و ديوانه و همچنين براى بازىكننده ثابت نيست.
(٤)
مسأله ٣- اگر بدون سلاح بر ديگرى حمله كند تا مال او را بگيرد يا او را به قتل برساند، جايز بلكه دفاع در دومى واجب است
و لو اينكه به قتل او كشيده شود. ليكن حكم محارب بر او ثابت نيست. و اگر مردم را با تازيانه و عصا و سنگ بترساند در ثبوت اين حكم اشكال است بلكه در دوتاى اولى عدم آن اقرب است.
(٥)
مسأله ٤- محاربه با يك مرتبه اقرار- و احوط دو مرتبه- و با شهادت دو عادل ثابت مىشود.
و شهادت زنها- جداگانه باشند، يا با مردها- قبول نمىشود. و شهادت دزدها و محاربها بعضى بر بعضى، قبول نمىشود. و همچنين شهادت كسانى كه مال از آنها گرفته شده بعضى براى بعضى، به اينكه همه بگويند: «متعرض ما شدند و از ما گرفتند» قبول نمىشود. و اما اگر بعضى از آنها براى بعضى شهادت دهد و بگويد: عارض ما شدند و از اينها گرفتند نه از ما، بنابر اشبه قبول مىشود.