ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٣٩ - مسأله ٤ - اگر گرفتن مالش با مشقت ممكن باشد ظاهرا تقاص جايز است
(١)
[فصل] دوّم در تقاص است
(٢)
مسأله ١- بدون اشكال تقاص جايز نيست در صورتى كه طرف حق را انكار كند و در پرداخت آن سهل انگارى ننمايد
و در وقت مطالبه ادا نمايد كما اينكه اگر داراى حقى بر ديگرى از عين يا دين يا منفعت يا حق باشد و او انكار يا مماطله نمايد در جواز تقاص، اشكالى نمىباشد. و اما اگر منكر باشد به اعتقاد اينكه محق است يا محق بودن مدعى را نمىداند در جواز تقاص اشكال است بلكه اشبه عدم جواز است. و اگر غاصب باشد و به خاطر فراموشى انكار نمايد ظاهرا تقاص جايز است.
(٣)
مسأله ٢- اگر عينى نزد ديگرى داشته باشد پس اگر گرفتن آن مشقت و ارتكاب محذورى نداشته باشد و ممكن باشد، تقاص از مال او جايز نمىباشد.
و اگر گرفتن آن از او اصلا ممكن نباشد از مال ديگر او تقاص جايز است؛ پس اگر از جنس مالش باشد، به مقدار آن گرفتن، جايز است و اگر از آن مال نباشد به مقدار قيمت آن گرفتن جايز مىباشد. و اگر امكان نداشته باشد مگر به بيع آن، فروش آن و گرفتن مقدار قيمت مالش و ردّ زيادى بر او جايز است.
(٤)
مسأله ٣- اگر مطلوب مثلى باشد و برايش تقاص از مال مثلى او و غير آن ممكن باشد آيا گرفتن غير مثلى به عنوان تقاص به مقدار قيمت مالش جايز است يا واجب است كه از مثلى بگيرد؟
و همچنين است اگر گرفتن از جنس مالش و از مثلى ديگر به مقدار قيمتش ممكن باشد مثلا اگر مطلوب او گندم باشد و گرفتن گندم از او به مقدار گندم او و گرفتن مقدارى از عدس به مقدار قيمت گندم ممكن باشد آيا واجب است كه به گرفتن گندم اكتفا نمايد يا گرفتن از عدس جايز است؟ بعيد نيست كه تقاص مطلقا جايز باشد؛ البته در جايى كه لازمه تقاص، فروختن مال غاصب و گرفتن قيمت، نباشد و اگر لازمهاش اين باشد و تقاص به چيزى ممكن باشد كه لازمهاش فروش آن نباشد، احوط بلكه اقوى اكتفا بر آن است بلكه احوط آن است كه بر گرفتن جنس خودش- در صورتى كه بدون مشقت و محذورى ممكن باشد- اكتفا كند.
(٥)
مسأله ٤- اگر گرفتن مالش با مشقت ممكن باشد ظاهرا تقاص جايز است.
و اگر با محذورى مانند دخول در خانه او بدون اذن او يا شكستن قفل او و مانند اينها ممكن باشد در جواز تقاص اشكال است. اين در صورتى است كه ارتكاب محذور و گرفتن مالش، جايز باشد و لو اينكه اين