ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ١٤٣ - مسأله ١٦ - فقرا و سادات از مال كسى كه بر او زكات يا خمس است يا در مال او هست حق تقاص ندارند
باشد و احتمال اداى آن داده شود، تقاص اشكال دارد. بنابراين، احوط آن است كه مرافعه را نزد حاكم ببرد، كما اينكه با جهل مديون، مشكل است و لو اينكه طلبكار آن را بداند. بلكه ممنوع است، كما اينكه گذشت؛ پس بايد مرافعه را نزد حاكم ببرد.
(١)
مسأله ١١- تقاص از مالى كه بين مديون و غير او مشترك است، جايز نيست
مگر اينكه به اذن شريك او باشد، ليكن اگر بدون اذن گرفت، تقاص واقع شده است، اگر چه گناه نموده است.
پس اگر از مال مشاع تقاص نمود شريك با آن شريك مىشود در صورتى كه آن مال به مقدار حقش يا كمتر از آن باشد وگرنه با مديون و آن شريك، شريك مىشود. پس آيا گرفتن حقش براى او و جدا نمودن آن بدون اذن مديون جايز است؟ ظاهرا با رضايت شريك، جايز است.
(٢)
مسأله ١٢- اگر داراى حقى باشد و حيا يا خوف يا غير آنها از مطالبه آن جلوگيرى كند تقاص برايش جايز نيست.
و همچنين اگر شك كند كه بدهكار منكر يا مماطل است، (يا نه) تقاص جايز نمىباشد.
(٣)
مسأله ١٣- تقاص از مالى كه حق ديگرى به آن تعلق گرفته است مانند حق رهن و حق طلبكارها در مال كسى كه بر او حجر شده است
و در مال ميت كه تركهاش وافى به ديونش نمىباشد، جايز نيست.
(٤)
مسأله ١٤- تقاص براى غير صاحب حق، جايز نيست
، مگر اينكه ولى يا وكيل از طرف صاحب حق باشد. پس پدر حق دارد براى فرزند كوچك يا ديوانه يا سفيهش در موردى كه داراى ولايت است، تقاص نمايد و حاكم هم در مورد ولايتش همين حق را دارد.
(٥)
مسأله ١٥- اگر بدهكار منكر يا مماطل بر او دينى داشته باشد جايز است كه به عنوان تقاص، آن را عوض آنچه كه بر او است- در صورتى كه به اندازه آن يا كمتر باشد- حساب نمايد
وگرنه به اندازه آن مىتواند، و به مقدار آن ذمهاش تبرئه مىشود.
(٦)
مسأله ١٦- فقرا و سادات از مال كسى كه بر او زكات يا خمس است يا در مال او هست حق تقاص ندارند
مگر به اذن حاكم شرع. و حاكم حق دارد از كسى كه مانند اينها بر او است يا در مال او است و انكار يا مماطله مىنمايد، تقاص كند. و همچنين اگر چيزى وقف بر جهات عمومى يا عناوين كلى باشد كه متولى ندارند، تقاص براى غير حاكم جايز نمىباشد و امّا تقاص حاكم از منافع وقف، بدون اشكال جايز است. و آيا تقاص به اندازه عين آن، اگر غاصب جاهل يا مماطل باشد كه گرفتن آن از او ممكن نباشد و آنچه كه گرفته شده بر آن عنوانها وقف قرار داده شود جايز است (يا نه)؟ دو وجه است. و بنابر جايز بودن آن اگر از انكار و مماطله بر گردد آيا عين به وقف بر مىگردد و آنچه كه وقف قرار داده شده، به صاحبش برمىگردد يا نه