ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٣٥ - مسأله ٣ - اگر بينه نزد حاكم اقامه شود يا نزد او به سرقت اقرار كند يا حاكم آن را بداند، قطع نمىشود
(١)
مسأله ٥- كسى كه دزدى كند و دست راست نداشته باشد، بعضى گفتهاند كه: چنانچه در قصاص يا غير آن، قطع شده باشد و دست چپ داشته باشد، دست چپ او قطع مىشود
؛ پس اگر دست چپ هم نداشته باشد پاى چپ او قطع مىشود. پس اگر پاى چپ نداشته باشد چيزى بيشتر از زندان بر او نيست. ولى اشبه در همه اينها سقوط حد و انتقال به تعزير او مىباشد.
(٢)
مسأله ٦- اگر حدّاد دست چپ او را با علم به حكم و موضوع قطع نمايد بر او قصاص مىباشد و قطع دست راست او به دزدى، ساقط نمىشود.
و اگر دست چپ او را به جهت اشتباه در حكم يا موضوع قطع نمايد بر او ديه مىباشد؛ پس آيا قطع دست راست با آن ساقط مىشود (يا نه)؟
اقوى سقوط آن است.
(٣)
مسأله ٧- سرايت حدّ نه مورد ضمان حاكم است و نه حدّاد، اگر چه در گرما يا سرما اقامه شود.
البته اقامه حد در تابستان در اول و آخر روز و در زمستان در وسط آن مستحب است تا از شدت گرما و سرما، مصون بماند.
(٤)
ملحقات حدّ سرقت
(٥)
مسأله ١- اگر دو نفر به حدّ نصاب يا بيشتر به اندازهاى كه سهم هر يك از آنها بر حدّ نصاب نرسد، بدزدند
آيا هر يك از آنها قطع مىشود يا هيچ يك از آنها قطع نمىشود؟ اشبه دومى است.
(٦)
مسأله ٢- اگر دزدى كند و بر او توانايى پيدا نشود سپس مرتبه دوم دزدى كند و گرفته شود و بينه به هر دو دزدى تماما با هم به طور دفعتا واحدتا اقامه شود، يا به هر دوى آنها تماما اين چنين، اقرار نمايد به جهت دزدى اول دستش قطع مىشود
ولى به جهت دزدى دومى پايش قطع نمىشود، بلكه بعيد نيست كه حكم اين چنين باشد در صورتى كه شهود متفرق باشند؛ پس دو نفر به دزدى اول شهادت دهند سپس دو نفر قبل از اقامه حدّ، به دزدى دوم شهادت بدهند يا در يكدفعه دو مرتبه به دزدى اول اقرار كند و دو مرتبه در دفعه ديگر قبل از اقامه حدّ به دزدى دوم اقرار نمايد. ولى اگر حجت بر دزدى اقامه شود سپس اقامه حجّت بر دزدى دوم متوقف شود تا اينكه اقامه حدّ شود و دست راستش قطع گردد سپس حجّت ديگرى اقامه شود پايش قطع مىشود.
(٧)
مسأله ٣- اگر بينه نزد حاكم اقامه شود يا نزد او به سرقت اقرار كند يا حاكم آن را بداند، قطع نمىشود
تا كسى كه از او دزدى شده، آن را مطالبه كند، پس اگر آن را نزد حاكم نبرد، قطع نمىكند او را و اگر قبل از بردن نزد حاكم، او را عفو نمايد، حد ساقط مىشود. و همچنين است اگر مال را قبل از بردن مرافعه نزد حاكم، به او ببخشد؛ و اگر آن را نزد او ببرد حد ساقط