ترجمه تحرير الوسيلة (جامعه مدرسین) - خمینی، سید روح الله - الصفحة ٢٤٣ - مسأله ٣ - اگر چيزى از او ظاهر شود كه موجب ارتداد باشد آنگاه ادعاى اكراه نمايد - در صورتى كه محتمل باشد - يا ادعاى عدم قصد و سبق لسان داشته باشد - در صورتى كه محتمل باشد - از او قبول مىشود
(عليه السّلام) به مجرد صدق محارب مخيّر است. و اگر قطع شود احوط آن است كه ابتداء دست راست سپس پاى چپش قطع شود. و بهتر آن است كه بعد از قطع دست راست صبر شود تا خون بند بيايد، و اگر دست راست يا هر دو عضو نباشد امام (عليه السّلام) غير قطع را اختيار مىكند.
(١)
مسأله ١٢- اگر مال را بدون محاربه بر دارد حكم محاربه بر او جارى نمىشود
كما اينكه اگر مال را بردارد و فرار كند يا به زور و بدون كشيدن سلاح، بگيرد يا در گرفتن اموال به وسائلى حيله نمايد مانند تقلب در اسناد يا نامهها و مانند اينها، پس در اينها حدّ محارب و همچنين حدّ سارق، جارى نمىشود؛ ليكن طبق نظر حاكم بايد تعزير شود.
(٢)
پايان در بقيه مجازاتها
(٣)
ارتداد
(٤)
مسأله ١- در كتاب ارث دو قسم مرتد و بعضى از احكام آن را ذكر كرديم، پس مرتد فطرى اسلامش ظاهرا قبول نمىشود
، و اگر مرد باشد به قتل مىرسد. و زن مرتد و لو اينكه فطرى باشد، به قتل نمىرسد بلكه به زندان ابد مىافتد و در اوقات نمازها زده مىشود و در معيشت بر او تنگ گرفته مىشود و توبهاش قبول مىشود، پس اگر توبه نمايد از زندان بيرون آورده مىشود. و مرد مرتد ملّى توبه داده مىشود پس اگر خوددارى كرد به قتل مىرسد؛ و احوط آن است كه سه روز از او بخواهند كه توبه نمايد و در روز چهارم كشته شود.
(٥)
مسأله ٢- در حكم به ارتداد، بلوغ و عقل و اختيار و قصد، معتبر است
؛ پس ارتداد بچه اگر چه نزديك بلوغش باشد و همچنين ديوانه در حال ديوانگى اگر چه ادوارى باشد و همچنين مكره، و همچنين آنچه كه بدون قصد واقع مىشود مانند هزلگو و ساهى و غافل و بيهوش، اعتبار ندارد.
و اگر در حال غلبه عصبانيّت بر او كه با آن بر خود مسلط نيست، از او صادر شود، حكم به ارتداد نمىشود.
(٦)
مسأله ٣- اگر چيزى از او ظاهر شود كه موجب ارتداد باشد آنگاه ادعاى اكراه نمايد- در صورتى كه محتمل باشد- يا ادعاى عدم قصد و سبق لسان داشته باشد- در صورتى كه محتمل باشد- از او قبول مىشود.
و اگر بينه بر صدور سخنى از او كه موجب ارتداد است قائم شود، آنگاه