رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٥٣ - بن بست در كشمير
در وطنم (شهر قندهار) خواندم و ظاهرا از مظلوميت اقليت مسلمانان مكررا گريه نموده ام؛ چنانچه از وفادارى يك هندو و دادن همه پول خود را به دوست مسلمانش در قطار بسيار تعجب كردم و تحت تأثير مردانگى او قرار گرفتم.
يك سوالى كه در ذهنم مى رسد اينست كه چه قدر استعمار انگليس از سياست مشهور خود" تفرقه بينداز و حكومت كن" در اين كشتار وحشيانه دست داشته است؟ بايد گفت. و الله اعلم.
مطلب ديگر جمله اى است كه مولف ايرانى كتاب بلواى هند در مقدمه كتابش نوشته- و از همان زمان مطالعه تا كنون كه شايد بيشتر از هفتاد سال مى شود به يادم مى باشد- اينست كه ريشه هاى تعصب مذهبى به هيچ وجه قابل زوال نيست؛ هندو هاى هند و مسلمانان كاملا باهم جوش خورده بودند و بر خلاف دستورات اسلام مسلمانان و هندو ها دختران خود را به عقد نكاح همديگر در آورده بودند، ولى روزى كه نام مسلمان و هندو عنوان شد، هندو هندو بود و مسلمان مسلمان، و همه دوستى ها فراموش شد و به جان همديگر افتادند و به همديگر تجازو كردند!!
كلمه اخير من در مورد پاكستان كه هميشه افسوس خورده ام اينست كه هند و پاكستان در يك وقت استقلال خود را از پير جهان خوار استعمار (انگليسى ها) گرفتند، ولى مسير آنان بعدا خيلى اختلاف پيدا كرد؛ مثلا:
١- در هندوستان دموكراسى و آزادى و استقلال آهسته آهسته جا افتاد و دولت و ملت به آن عادت گرفتند.
ولى كودتا هاى پى در پى نظاميان قلدر و نادان، تاريخ پاكستان را بسيار لكه دار و اوضاع داخلى را برهم زد.
٢- دموكراسى و احترام به آراى مردم در هند نهادينه شد، و در پاكستان به علاوه مداخله آشكار و پنهان نظاميان در امور سياسى و اقتصادى و ناديده گرفتن