رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٠ - جهاد افغانستان
حركت اسلامى را در كابل طلبيديم و در تاريخ ١٦/ ١١/ ١٣٨٣ از رهبرى حركت اسلامى استعفا نمودم و عقب وظايف طلبگى خود رفتم و دوسه ساعتى كه در بعضى از ايام براى امور حزبى مصرف مى كردم، آن را در تدريس و تأليف و اعمار حوزه علميه صرف نمودم. و قانون احوال شخصيه شيعه را پس از تدوين آن توسط جمعى از اهل علم و اصلاح نهايى آن در مجلسين با حذف موادى برسميت رسانيديم. و لله الحمد.
٤٠- دو تمنا
اول اگر احزاب جهادى هفتگانه پشاور در يك يا دو حزب تبلور مى يافت، تقدس جهاد محفوظتر و تأثير آن قوىتر و مصارف تشكيلاتى كمتر و بهتر از همه جنگ هاى داخلى بين مجاهدين كه مسئوليت وحشتناكى روز قيامت آن هيچ گاه دامن سامان دهندگان آن ها را رها نخواهد ساخت، يا منتفى مىشد و يا به مقدار ناچيز تقليل مى يافت و حكومت مجاهدين ناقص الخلقة به وجود نمى آمد.
و حتى ممكن بود افغانستان به كعبه سياسى مسلمانان مبدل مىشد، واى بر همه! كه حكومت اسلامى به چه سختى به وجود آمد و به چه زودى و بدحالى از بين رفت و چه حوادث تلخى تا امروز دامن گير كشور و ملت شده و مىشود!
دوم اگر احزاب متعدد شيعه از هشت تشكيل كوچك و بزرگ به يكى مىرسيد چه زيبا و مثمر و مشروعيت قوى پيدا مى كرد، و از جنگ هاى داخلى و كشتار مردم بى گناه و بى پناه به دور مى ماند و مجاهدين از ارتكاب اكاذيب و اتهامات و دها گناهان كبيره محفوظ مى ماندند.
خداوند خودخواهى و تماميت خواهى و تكبر را لعنت كند!
خداوند فرعونيت و قارونيت و ... را لعنت كند!
اگر دوستان مجاهدين در كشور هاى همسايه بدون حب و بغض از موضع