رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٩ - سرنوشت تركيه
قلدر و ستمگر افتاد كه مى گويند سى ميليون انسان را كشت!
٢٩- در سال ١٩٢١ مائوتسه تونگ با جوان لاى حزب كمونستى چين را تشكيل داد. و تا اواخر قرن به عنوان يك غول نظامى و اقتصادى، عرض اندام كرد.
سرنوشت تركيه
٣٠- تركيه كه بعد از زوال خلافت عباسى در عراق كه توسط هلاكو و مغل ها از بين رفت، مركز خلافت اسلامىشد، يك اتفاق خوبى براى بقاى اسلام و يا حكومت مسلمين واقع گرديد.
عرب هاى مسلمان قسطنطنيه را كه مركزيت نصارى را در شرق داشت، نتوانستند فتح كنند، ولى اين كار توسط مسلمانان آسياى ميانه ميسر شد و آن را فتح كردند، من اين شهر را در چند روزى كه آنجا كانفراس وحدت اسلامى بر قرار بود، ديدم و مسجدى را كه خليفه ترك تبار در اولين روز ورود خود وارد اين شهر شده و نماز شكربه جا آورده بود، ديده ام، مساجد بزرگ و بازار طويل آن را نيز ديده ام، با پارهاى علماى سنى و شيعه شهر- كه در كانفراس تقريب شركت داشتند- ملاقات كردم و روز آخر مهمان آخوند آنان در دفترش بودم.
ولى آهسته آهسته خلافت عثمانى هم از معارف اسلامى بدور شد و هم از علم و كمال عقب ماندند و اگر چنين نمىشد احتمالا نصف اروپاى امروز مسلمان مىبودند.
وقتى تركيه نسبت به اروپا از علم و آزادى هاى معقول ملى محروم ماندند و خلافت از علم و معنويت و عدالت اجتماعى و شكوفايى اقتصاد و توليد اسلحه محروم شد، اروپاى حريص و فاقد اخلاق همانند گرگ هاى درنده، متوجه بلعيدن اجزاى اروپايى و عربى دولت عثمانى شدند و خليفه عثمانى را به مرد