رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦٩ - ٣ - قانون اساسى دوره محمد ظاهر شاه، مصوب ٨/ ٦/ ١٣٤٣، انفاذ ٩/ ٩/ ١٣٤٣
٣- قانون اساسى دوره محمد ظاهر شاه، مصوب ٨/ ٦/ ١٣٤٣، انفاذ ٩/ ٩/ ١٣٤٣:
اين قانون اساسى جامع تر و دقيق تر از نظام نامه امانى و اصول اساسى نادرى و نصف پادشاهى ظاهر مى باشد.
در ماده دوم: دين افغانستان دين مقدس اسلام است، شعاير دينى از طرف دولت مطابق به احكام مذهب حنفى اجراء مى گردد.
در اين ماده پيروان غير دين اسلام در اجراى مراسم مذهبى خود تا حدى آزادى دارند، ولى مانند دو قانون اساسى سابق (نظام نامه و اصول اساسى) از مذاهب ديگر اسلامى نفيا و يا اثباتا چيزى بيان نكرده اند. و اساسا زورگويان مدون چيزى براى گفتن نداشته اند.
در ماده هفتم پادشاه حامى اساسات دين مقدس اسلام و ... معرفى شده است.
كلمه" اساسات" نيرنگى بوده كه جمعى از غرب زده ها براى فريب افكار عمومى مردم مسلمان افغانستان از خود اختراع كرده اند كه يكى از آنان شفيق بود كه من در زمان صدارت او با او در كابل صحبت كردم و در مورد شيعه و اسلام صحبت هاى كردم، او زرنگ بود مى خواست مرا به دادن حقوق ماهانه كه خدمت زياد به كشور مى كنم، فريب دهد؛ ولى با او گفتم مردم شيعه قندهار همه چيز را براى من فراهم كرده اند و من به هيچ مالى نياز مند نيستم و از كتب تأليفى من كه در كابل طبع شده بود خيلى خوش شد، ولى چند ماه بعد داوود خان آمد و او را به زندان برد و سپس كمونيست ها آمدند و او را در زندان كشتند.
اين كلمه (اساسات) هيچ معناى مشخصى در علم كلام و فقه اسلامى ندارد و ظاهرا به معناى اصول استعمال شده و معلوم است كه مسخره كرده اند، مناط پيروى از اسلام و تابع بودن قانون، با شريعت اسلام سنجيده مى شود نه با اصول