رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤١٣ - اولين واجبات دينى
ممكن است معرفت خداوند در مقام ثبوت بر موجودات مادى عاقل و روحانى، داراى ملاك ملزم باشد. ولى اثبات آن چگونه بر مكلف جاهل واجب مىشود؟
١- اراده خداوند بر اين قرار نگرفته كه هر فرد را به معجزه و كار خارق العاده قانع و مؤمن به خود بگرداند، و تنها دو سه راه ديگر ميسر است.
٢- پيامبران الهى پيام خدا را با معجزه قناعت بخش به مردم برسانند، و اين راه با مشكلاتى كه داشته مخصوص به زمان حيات پيامبران الهى بوده ولى معجزات به اندازهى نبوده كه همه به آن قناعت كرده باشند هرچند جمعى هم به عناد و لجبازى قيام به انكار كرده اند.
٣- اوصياى انبياء مردم را دعوت كنند و سخن در اين راه عين سخن در راه سابق است.
٤- كتاب خدا و علماى دين تبليغ كنند و دلايل وجوب معرفت را بيان كنند، اگر مردم به طور خواسته يا نخواسته از گفتار يكى از دسته هاى دوم و سوم و چهارم اطمينان به صدق ادعاى آنان پيدا نمود واجب است ايمان بياورند و اگر از گفتار آنان مطمئن به وجود خداوند و نبوت انبياء و معاد و صحت دين نشوند و يا از قصور عقل به عدم صحت آن مطمئن شوند مطابق قواعد عدليه حجت بر آن ها تمام نشده و مستحق عقاب اخروى نيستند.
ولى تا زمانىكه در عقايد شك داشته باشد اولين واجب عقلى بر او تفكر و نظر كردن در توحيد و نبوت و معاد است، بايد مطالعه كند و در غيبت انبياء و اوصيا بايد با علماى دينى اديان مختلف گفتگو كند و از آنان دليل صحت بخواهد و اين كار نه در يك هفته و يك ماه كه براى هميشه ادامه و بحسب عقل و هوش خود فكر خود را بكار بياندازد، اگر به واقع رسيد و به اصول دين اطمينان پيدا كرد به سعادت دين و دنياى خود رسيده و به شريعت خدا عمل