رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠١ - چند ايراد و جواب در مورد معاد
است تنها به عنوان شريك العلة شناخته مىشود.
و از قديم گفته اند كه صورت در تشخص خود به هيولا محتاج است و هيولا در وجود و بقاى خود به صورت نياز مند است. و دور محال تحقق نمىيابد.
بنا براين موضوع حركت جوهرى هيولا است كه به صورتى نا معين متحصل گشته و پيوسته در تحولات و ديگرگونى ها باقى مىماند.[١]
مؤلّف رنگارنگ: جواهر مجرد مفارق كلّى (وسيع) تنها در خيال فلاسفه وجود دارد كه به قولى ده تاهستند و به قولى بسيار زياد:
مجرد دهم كه در اين جا به نام عقل مفارق قدسى نام برده شده منشأتكثّر اين عالم به نظر فلاسفه است. بيچاره عقل عاشر وهمىكه هيچ بهرهى از وجود خارجى ندارد، ولى از ستم فلاسفه خيال پرست چه قدر مورد ستم قرار گرفته كه تكثّرات عالم را بر دوش او بار كرده اند، اگر موجود مىبود آيا چه مظالم ديگر را در حق او انجام مىدادند!!
چند ايراد و جواب در مورد معاد
سوال اول: مكان بهشت در زمين است يا در آسمان، زمين كه احتمالًا گنجايش ده ميليارد انسان را- كم و بيش- دارد در حالىكه تعداد انسان ها از زمان حضرت آدم تا امروز تا چه رسد به آخر دنيا به صد ها و يا هزاران ميليارد مىرسد. و اگر در آسمان ها باشد بازهم جواب ايراد دارد زيرا در سوره آل عمران (١٣٣) در حق بهشت مىفرمايد كه وسعت آن (وسعت) آسمان ها و زمين است و در سوره حديد مىفرمايد: «سابِقُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ» (حديد: ٢١). وسعت بهشت مانند وسعت آسمان است.
جواب: فلاسفه كه قيامت را بتمامه مجرد و غير جسمانى مىدانند، بسيار ساده
[١] - معاد ابراهيمى، ص ١٥٣.