رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٠٠ - ايراد و پاسخ فلسفى
دو نوع تفسير قرآن
بعضى از أهل معقول نقل كرده كه علماى تفسير بر دو گروه تقسيم شده اند، گروهى معتقد اند كه تفسير در جمله تصورات است، زيرا مقصود از تفسير اين استكه معانى الفاظ تصور گردد. و جمعى مىگويند كه تفسير از قبيل تصديقات به شمار مىآيد؛ زيرا تفسيرىكه از هرجمله به عمل آيد مشتمل بر حكمى است بر اينكه فلان لفظ مفيد فلان معنى است. و لازمه اين قول اين استكه تفسير عبارت از يك سلسله مسايل جزيى مىباشد (تصديق اينكه اين كلام مفيد اين معنا و فلان كلام مفيد آن معنا). اين گوينده ادعاى مىكند كه صاحب قول اول (تصورى بودن تفسير) در حكم به خطاى تفسير ديگران جانب احتياط را مراعات مىكند. ولى صاحبان تفسير تصديقى، هر مفسرى مفسر ديگر را در كار تفسير، خطاكار به شمار مىآورد.[١]
ايراد و پاسخ فلسفى
ايراد: شيء مادامىكه تشخّص پيدا نكند موجود نمىگردد و تا موجود نباشد توانايى ايجاد چيزى را نخواهد داشت. اين جملات در كتب كلامى و حكمت زياد ديده مىشود: «الشّيء ما لم يتشخّص لم يُوجَد و الشيء ما لم يُوجَد لم يُوجِد» كه معناى اين دو جمله همان دو جمله اول است. ظاهراً خلافى در صحت اين دو جمله در علم كلام (عقايد دينى) و فلسفه وجود ندارد. بنابراين دو قانون كلّى، چگونه گفته مىشود كه صورت نا معيّن، علت وجود هيولا مىگردد؟
پاسخ: آنچه كه علت حقيقى هيولا را تشكيل مىدهد در واقع عقل مفارق قدسى استكه واحد مشخص بالعدد است. و صورت نامعين كه واحد بالعموم
[١] - التفسير و المفسرون، محمد حسين ذهبى قاهره، ١٩٦١ م، ج ١، ص ٣١. به توسط كتاب معاد ابراهيمى تهران، ١٣٩١.