رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٧ - علامت جمع
٣- كه هم لازم است و هم متعدى؛ مانند آموختن، ريختن، شكستن، سوختن، فعل لازم به وسيله در آخر فعل أمر آن «اندن» يا «انيدن» مثل سوختن، سوزاندن، دويدن، دوانيدن (او را بدوان، اورا بسوزان) چريدن چرانيدن.
علامت جمع
١- جان داران با علامت «ان» جمع بسته مى شود: مردان، زنان، گرگان، آهوان ...
٢- غير جان داران با علامت «ها» جمع بسته مى شود: ميز ها، قلم ها، سوزن ها، شمشير ها، باد ها، ابر ها.
٣- استثناءاً رستنى ها و برخى از اعضاى بدن نيز گاهى با «ان» جمع بسته مىشوند: درختان، چشمان، ابروان. و نيز كلمات شب و روز: روزان و شبان و روزگاران (درخت ها، چشم ها، ابرو ها، شب ها، روز ها و روزگار ها).
كلمهىكه در آخر آن «الف» يا «واو» باشد در جمع با «ان» قبل از علامت جمع «ى» به آن افزوده مىشود؛ مثل «دانا دانايان» و «بينا بينايان» «پارسا پارسايان». ولى در كلمات بانو، بازو، گيسو، آهو، جادو حرف «ى» اضافه نمىشود بلكه بانوان، بازوان، گيسوان، آهوان، جادوان مىگويند.
برخى صفت ها نام هاى جانداران كه به «هاى غير ملفوظ» ختم مىشود، در جمع با «ان» «ها» بدل به «گاف» مىشود: دايه دايگان، هفته هفتگان، آينده آيندگان جوجه و خواجه به جوجهگان و خواجه گان.
همين اسامى اگر به «ها» جمع بسته شوند بايد با همان هاى غير ملفوظ جمع بسته شوند كه موجب اشتباه نشود لاله ها، گله ها، جامه ها، ريشه ها، بنفشه ها، زرده ها. وگرنه نام ها لال ها گل ها جام ها و غيره مشتبه مىشوند.