رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٣ - مصدر جعلى
است مثل خواهان، گويان، پرسان، روان. و «الف» علامت سوم است مانند گويا، پويا، و «ار» علامت چهارم است، مانند خريدار، خواستار، و علامت پنجم «گا» است مانند آفريده گار، آموزگار، و علامت ششم «گر» است، مثل دادگر، مسگر، ستمگر. و صفت مفعول- علامت آن «ه» است، مانند زده، خوانده، گاهى لفظ «شده» به آن مىآيد: كشته شده، خوانده شده.
اسم تصغير
اسم تصغير آن است كه بر كوچكى و خردى كسى يا چيزى دلالت كند، و علامت آن سه حرف است:
١. ك، مثل مردك، پسرك، دخترك، مرغك، اطاقك.
٢. چه، مانند باغچه، درياچه، كوچه و دريچه.
٣. و، يارو، پسرو، دخترو و گردو.
فايده: كلمهىكه در آخر آن هاى غير ملفوظ باشد هرگاه كاف علامت تصغير باشد، ها بدل به گاف مىشود مثل جوجه جوگگ، دايه دايگگ.
مصدر جعلى
با كلمه «يدن» در كلمات فارسى، مصدر جعلى محقق مىشود مانند فهميدن و هراسيدن و طلبيدن و با حرف ياى مشدده و حرف «ت» برخى ازكلمات عربى مصدر جعلى به وجود مىآيد، مانند مظلوميت، تابعيت، مديريت، و امثال آن ها، بلكه در كلمات فارسى نيز چنين مىشود، مانند برتريت، دوييت، و غير اين ها و حكم به بطلان استعمال آن از طرف جماعاتى از فارسى زبانان، اشتباه است.
تخفيف در زبان فارسى همانند زبان هاى ديگر واقع شده است، مانند اشكم و شكم، همواره، هماره، آواز و آوا، كوه و كه، گواه و گوا، اشتر و شتر. در بعضى