رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٩٢ - صفت مشبهه و صفت فاعلى و صفت مفعولى
آن را ضمه (پيش) مىدهند.
٢- در بعضى كلمات يك «واو» مىنويسند و دو «واو» تلفظ مىشود و حرف «واو» اشباع ضمه گفته مىشود، مثل طاووس و كاووس.
٣- در بعضىكلمات واو نوشته مىشود ولى تلفظ نمىشود، مانند خواب و خواستن، مشتقات اين دو و امثال آن ها و خواهر و گاهى بعضى از دسته هاى فارسى زبان اين «واو» را به نحوى خاصى تلفظ مىكنند.
٤. گاهى «واو» صداى ضمه را مىدهد مانند تو.
٥. گاهى «واو» نوشته و خوانده مىشود، كه آن را «واو» معروف مىگويند مانند: خوب، بود، نيكو، دارو و ..
قاعده مورد استعمال دال و ذال در بعضى كلمات
سابقاً در برخى كلمات «ذال» تلفظ مىشده و فعلًا «دال» نوشته و تلفظ مىشود و قانون متقدمين در اين شعر آمده است:
آنان كه به فارسى سخن مى رانند در معراض دال، ذال را ننشانند
ماقبل وى ارساكن جز واى بود دال است و گرنه ذال معجم خوانند
و با اين قاعده كلمات گنبد، نمود، گشود و امثال آن بايد با ذال معجم خوانده شود، نه با دال بى نقطه كه امروز مىخوانند و به قاعده فوق اعتنا نمىكنند.
صفت مشبهه و صفت فاعلى و صفت مفعولى
صفت مشبهه كلمه ايست شبيه اسم فاعل، با اين تفاوت كه اولى براى دوام و ثبات است و دومى براى تغيير و تجدد و علامت آن در فارسى الفى است كه به آخر ريشه فعل يا أمر حاضر در مىآيد، مانند توانا، شيكبا، بينا و شينوا و علامت اسم فاعل «نده» است مانند خواهنده، درنده، بافنده. علامت ديگر اسم فاعل «ان»