رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٨٧ - مطالب مهمى در مورد ايمان گرايى
حادث و نه از چيزى متولد است. روح القدس چه مادى محدود و چه مجرد عقلانى و چه جسم لطيف مَلَكى است كه لياقت خالقيت مستقل را ندارد.
٢- جسمانيت خداوند كه مخالف عقل و موجب بطلان دين يا مذهب مىشود.
٣- ديدن خدا بچشم مادى. در اين مورد به تفصيلى كه دانشمند محقق مصرى از أهل سنت محمد فريد وجدى در كتاب ده مجلّدى دائرة المعارف خود در ماده رؤيت، بيان نموده رجوع كنيد. من در اين مورد نظرى ندارم. او در اين مورد خرد گرا است.
٤- كلماتىكه در قرآن مجيد اشاره به اعضايى براى خداوند متعال دارد به قرينه حكم قطعى عقل و گواهى پارهى از آيات شريفه خود قرآن كريم بايد تأويل برده شود مانند يد، أيدى، أعين، جاء، بصير، سميع و أمثال آن ها، يعنى بگوييم ظاهر اين كلمات مراد نيست، و اما اين كه مراد خدا چيست؟ در فرض دليل معتبر نقلى به آن معتقد مىشويم و در فرض فقدان آن مىگوييم والله العالم. و آيه را به رأى خود تأويل نمىبريم.
اين بحث سر درازى دارد كه در كتب ديگر مؤلف تاحدودى ذكر شده، دانشمندان شيعه و أهل سنت بر خلاف مُجَسِّمَه و مُجَبِّرَه و غيرهم، هركدارم در اين موارد نظرهاى خود را بيان داشته اند و به تنزيه خداوند پرداخته اند.
كلمه آخر اينكه خداوند تبارك و تعالى در آيات مقدسه قرآن اصالت عقل و خرد گرايى را مورد تأييد قرار داده كه موجب مباهات و سر بلندى مسلمانان در قرن ٢١ و حتى در قرن ١٢١ (قرن ١٥ و ١١٥ ق) مى باشد و لذا ظاهر الفاظ آيات كه ظنى هستند به وسيله قطع عقلى ديگر مفيد ظن نيست و از حجيت ساقط مىشود، و اين موضوع در نتيجه از مبحث حجيت قطع در علم اصول فقه بدست مىآيد. و بعد از شيخ انصارى رحمه الله از مسلمات و واضحات شده