رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٧٥ - تخيل آقاعلى مدرس حكيم زنورى
آن در يك نظام كلى تدبير بدن خود را به عهده خواهد داشت.[١]
اگر مراد او از بدن، بدن برزخى (كه جسم لطيف است) باشد، بدون اينكه از جهات فاعلى مذكور حساب شود، در حال بسط مدبر بدن برزخى خود بحول الله و قوته همانند دنيا مىباشد و اگر به علاوه آن مدبر بدن فرسوده مادى باشد- كه قطعاً مراد او همين است- كه حيثيت ارواح انسان از جهت فاعليت حق تعالى فاقد دليل است. سبحان ربك رب العزة عما يصفون.
آقاعلى مدرس كلمه أهونيّت را در آيه مباركه «وَ هُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ». (روم: ٢٧). به معناى أفعل التفضيل بر مذاق خود معنى كرده است. كه آثارى از نفس به عنوان وديعه در بدن، پس از مفارقت باقى مىماند و به همين جهت اتصال ميان آنها گسيخته نمىگردد، و معاد آسان تر صورت مىگيرد.[٢]
آقاعلى در جاى ديگر مىگويد: همين باقى مانده آثار و خصوصياتى از روح در بدن، بدن به سوى نفس ناطقه رهسپار مىگردد و دليل اين أمر نيز آن استكه بدن باقى مانده با حفظ آثار و خصوصيات خود بر وجه نزول و منهج كمون بعينه همان نفس به شمار مىآيد و لذا با هيچ نفس ديگر داراى مناسبت تام و كامل نمىباشد.[٣]
از اين سخن هويدا است كه صورت بدن مادى سابق مجرد مى شود كه مطهرى به آن تصريح كرده است.
ايرادىكه بر رجوع بدن در قيامت به سوى نفس، اگر با بدن مادى باشد، قول
[١] - همان مصدر، ص ١٤٧.
[٢] - و چون بين متحرك و غايت حركت، وجود مناسبت و علاقه كامل ضرورى است، ناچار بايد گفت بدن باقى مانده به سوى نفس خود راهسپار خواهد بود و غايت حركت آن نيز اتصال و اتحاد با نفس خود مى باشد و گرنه هرگز به غايت خود نخواهد رسيد. غلام حسين ابراهيمى، معاد، ص ١٦٠.
[٣] - غلام حسين ابراهيمى، معاد، ص ١٦٠.