رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٤٤ - اخوة و اخوان
دو أجل
خداوند متعال مىفرمايد: «ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ». (انعام: ٢).
بعضى از دانشمندان گفته كه مراد از أجل محتوم و مسمى قابليت بقاى انسان است و مراد از أجل مشروط زوال آن و يا اضافه شدن برآن، مثلًا انسانى را كه خداوند آفريده استعداد آن را دارد كه به طور عادى هفتاد سال زندگى كند، بشرط اينكه مرض مهلك او را نگيرد، بلى أجل حتمى قابليت بقاى فرد است و أجل مشروط بر هم خوردن آن قابليت در اثر عوامل است.
اخوة و اخوان
أخ (برادر) كسى استكه تو و او در يك صلب و شكم يا در صلب تنها و يا در رحِم جمع شويد، اول برادر پدرى و مادرى، دوم برادر پدرى و سوم برادر مادرى ناميده مىشود، و دو خواهر و خواهر و برادر نيز به همين معنى است.
و اما جمع شدن دو پسر و يا دو دختر و يا دختر و پسر در شير با در نظر داشت شروط فقهى هر چند شرعاً برادر و خواهر رضاعى گفته مىشوند.
ولى لغتاً- بحسب ظاهر- اخوت مجازى مى باشد، و همچنان جمع شدن در دين و يا مذهب و يا قوم «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ». (حجرات: ١٠). كه تنزيلى و مجازى مى باشد «إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ». (شعراء: ١٦١). «وَ إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً» (اعراف: ٧٣) در لغت عربى إخوان و اخوة جمع أخ (برادر) مى باشد، فرق اين دو را بعضى از صاحب نظران چنين گفته كه إخوان بر برادران حقيقى و مجازى هردو اطلاق مى شود و اخوة تنها بر برادران حقيقى استعمال مى شود، و استعمال آن در آيه «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» شايد براى تأكيد باشد.
بعضى فرقى ديگر گذاشته اند و گفته اند إخوان در دوستان استعمال مى شود، و اخوة در برادران واقعى. ظاهراً اين قول اشتباه است.