رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٢٦ - تعداد احاديث قدسى
يك مورد نيز وجود دارد كه لفظ و معناى حديث از خود ايشان باشد، مانند احاديثى از موضوعات عادى، حتى تاريخ پربركت خود ايشان باشد، و ضابط آن مطالبى است كه ربطى به شريعت و دين اسلام و اديان گذشته نداشته باشد.
از اين جا فرق وحى و الهام خاص نيز روشن مى شود:
وحى كلام خداوند است كه توسط جبرئيل تنها بر پيامبر نازل مى شود، اگر وحى قرآنى باشد شرط آن اعجاز است كه بايد معجز بشر باشد. و اگر غير قرآنى باشد شرطى ندارد، و حتى مى شود لفظ نباشد و در قلب افكنده شود.
الهام آن است كه بازهم توسط فرشته بر پيامبر نازل مى شود، و سپس فرشته از جانب پيامبر- و نه از جانب خدا- مأمور و مأذون مى گردد كه آن را در گوش امام و يا در روح (قلب) او القاء نمايد. ولى در بين احاديث فعلا به ذهن چنان حديثى كه از امام صادر شده باشد حاضر نيست كه او را حديث قدسى بناميم. و الله العالم.
الهام معناى عامى هم دارد كه مخصوص دارندگان مقام امامت عظمى نيست و شامل حال اولياء و علماء هم مى شود، هرچند كه نتوانيم بين الهام خاص و معناى عام آن فرق روشنى را درك كنيم.
قابل توجه است كه آنچه در تعريف حديث قدسى گفتيم، فرق بين صحبت هاى شب معراج و روزگار بودن آن حضرت در زمين نيست.
الهام فقط يك مرتبه در قرآن ذكر شده: «وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا». (الشمس/ ٧ و ٨).
اطلاق آيه نفس كافر و مؤمن، فاسق و صالح را شامل مى شود، و بعيد نيست كه اين الهام تكوينى باشد، و ممكن است مركب از تكوينى و تشريعى باشد اتماما للحجة. و الله العالم.
تعداد احاديث قدسى