رنگارنگ يا کشکول درويشي - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٨٩ - چچن
٤- آسياى مركزى: ازبكستان تبديل به دولتى سركوبگر تكحزبى شد. و خود را الگوى يك دولت اسلامى معرفى كرد، اما كشتار تركها در سال (١٩٨٩)، داشتن حكومتى فاسد و استثمار كودكان براى كار در صنعت كليدى پنبه كشور، راه مناسبى براى ادامهى حيات نبود.
فروپاشى اتحاد جماهير شوروى مى توانست منبع الهامى براى تأسيس دولتهاى دموكراتيك باشد، اما اغلب رؤساى جمهور اين دولتهاى تازه استقلال يافته، تقلب در انتخابات را جذابتر مىيافتند. از نظر آنان يك رييس دولت مدرن و فعال به سازمان اطلاعات مدرنى نيز نياز داشت.
حالا، برويم سراغ موشكها
تنها ايراد يك ابرقدرت فروپاشيده، به ارث گذاشتن تعداد قابل ملاحظهى كلاهكهاى هستهى براى دولتهاى كوچك جديد التأسيس است. غرب تلاش زيادى صرف كسب اطمينان از بىخطر بودن زرادخانههاى هستهى شوروى كرد. غربىها گروهى از كارشناسان جنگ افزارهاى هستهى را براى آموزش نحوهى پياده كردن و انهدام سلاحها فرستادند. اما سرنوشت دقيق زرادخانههاى هستهى اتحاد شوروى تا امروز نيز همچنان بحثانگيز باقى مانده است.
چچن
اگر از روسها بپرسيد، چچنىها را مشتى دزد و ياغى مىنامند و اگر از چچنىها بپرسيد، ادعا مىكنند كه از قرن هجدهم در حال جنگ براى بيرون راندن روسها از سرزمينشان هستند. استالين رفتار بىرحمانهى با چچنىها داشت و كل جمعيت آنها را به آسياى مركزى تبعيد كرد كه تا پيش از سال ١٩٥٧ به هيچ عنوان اجازهى بازگشت نداشتند. در سال ١٩٩١، چچنىها نيز مانند